شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و اندوه شاعر است. او از درد دل و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و نشان میدهد که حسرت و غم او همواره در وجودش جاری است. شاعر به یادگارهایی از عشق و ستم یاری که او را آزار داده، اشاره میکند و از تنهایی و غم ناشی از آن رنج میبرد. او به این نکته تاکید میکند که تمام تلاشهایش برای جذب توجه و محبت در نهایت به نتیجهای نمیرسد و در کنار آن، به تلخی و آه و نالههای دلش میپردازد. شعر به طور کلی به بیان عواطف عشق ناکام و درد جدایی میپردازد.
به دامنم نبود گر دل فکار منستگواه خون شدن قلب داغدار منست
هوش مصنوعی: اگر در دامن من چیز ارزشمندی نیست، دل من همچنان به خاطر اندوه و داغی که دارد، شهادت میدهد.
همیشه جیب و کنارم ز اشک دیدهتر استبدان بهار که نبود خزان بهار منست
هوش مصنوعی: همیشه جیب و کنارههای وجودم از اشک چشمم پر است؛ چون بهاری که همیشه در من وجود دارد، هیچگاه پاییزی ندارد.
ز بس به گوش گرفتم چو باد پند کسانهمین سزای منست این که در کنار من است
هوش مصنوعی: از آنقدر نصیحتهایی که از دیگران شنیدهام، حالا این نتیجهگیری را دارم که آنچه اکنون در کنار من است، سزاوار من است.
ز بعد قتل مشورید خون ز چهره مراچرا که از ستم یار یادگار منست
هوش مصنوعی: بعد از کشته شدنم، خونم را از روی صورتم پاک نکنید، زیرا این لکه یادگاری از ظلم یارم است.
ز تیر حادثه دهر پر بر آوردمدمی نگفت که این ناتوان شکار منست
هوش مصنوعی: از تیرهای مشکلات زمانه، لحظهای پرواز کردم و هیچگاه نگفتم که من، این موجود ضعیف، طعمهی این تیرها هستم.
هزار قاصد افغان برش روان کردمشبی نگفت غریبی در انتظار منست
هوش مصنوعی: من شبانه هزار قاصد را فرستادم تا به او خبر برسانند، ولی او هیچگاه نگفت که من در انتظار او هستم و احساس تنهایی میکنم.
اگر به قتلگاه عاشقان روی (صامت)چو نای نی شوی ناله نوای من است
هوش مصنوعی: اگر به جایی بروی که عاشقان را میکشند، سکوت تو همانند صدای نی حاکی از غم و اندوه من خواهد بود.