شمارهٔ ۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود (نگارا) میگوید که زخم دلش را درمان کند و به او ترحم ورزد. او از بار سنگین درد و غم خود شکایت دارد و میخواهد که معشوقش کمکی به او کند. شاعر احساس بیگانگی و دوری از وصال را تجربه میکند و دعا میکند که خداوند او را با محبانش همراه کند. او همچنین به سختی زندگی و اندوه دلش اشاره میکند و خواستار رهایی از این غمهاست. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که او را از این دنیا و غمها آزاد کند.
نگارا زخم دل را مرحمش کنترحم بر هجوم ماتمش کن
هوش مصنوعی: عزیزم، جراحت دل مرا تسکین بده و بر آلامی که به من میتازد، رحم کن.
شده بسیار بار درد و داغماگر داری سر یاری سر یاری کمش کن
هوش مصنوعی: اگر بار زیادی از درد و اندوه بر دوش من سنگینی میکند، اگر تو میتوانی، لطفاً کمی از این بار را کم کن.
سر بیگانگی دارد وصالتخدایا با محبان همرهش کن
هوش مصنوعی: سر بیگانگی دارد، یعنی شخص در حالتی از جدایی و دوری از معشوق یا خداوند است. ای خدا، او را به محبت و دوستی با دوستان خود برسان و در کنار آنها قرار ده.
شده بر یوسف دل زندگی سختبرون دیگر ز زندان غمش کن
هوش مصنوعی: عشق یوسف باعث شده که دل به سختی بیفتد، حالا دیگر از غم او بیرون بیایید و زندان این احساس را رها کنید.
دلا گر منزل آسوده خواهیسراغ طره خم در خمش کن
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میخواهی در آرامش باشی، به دنبال موهای خمیده معشوق برو و با دقت به آنها توجه کن.
شده (صامت) از این غمخانه دلتنگنگارا فارغ از این عالمش کن
هوش مصنوعی: دلم برای تو و این غم خانه تنگ شده است، ای محبوب، من را از این دنیا آزاد کن.