شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: حسن تو در دلهای مردم قدرت دارد و کسی که به وصالت نزدیک باشد، خوشبخت است. هر کسی که به منزلت میگذرد، میگوید که اینجا خلاصهای از بهشت است. آبش مانند کوثر و خاکش خوشبوست. چشمان هر کس از دیدنت محروم نیست و تصویر تو بر جانم نقش بسته است. نور تو مانند خورشید، عقلها را روشن میسازد. محل وجود تو همیشه نورانی است و گلزارها در بهار به زیبایی تو زیبندهترند. اگرچه زیبایی سروها جلب توجه میکند، اما زیبایی تو بینظیر است. در جان نیشکر، شیرینی وجود تو را پیدا نمیکنیم. در حالی که دور از بندگیام، روح من همیشه در نزدیکیات است و در جایی که هیچ خلوتی نیست، چشمانم به در است.
حسن تو را ممالک دلها مسخر استمقبل کسی که وصل تو او را میسر است
هوش مصنوعی: زیبایی تو قلبها را در اختیار دارد و کسی که به وصالت دست یابد، همیشه مورد استقبال و توجه است.
بر منزل مبارک تو هر که بگذردگوید که این خلاصه هر هفت کشور است
هوش مصنوعی: هر کسی که از کنار خانه مبارک تو عبور کند، این را میگوید که تو خود نماد و تجلی تمامی زیباییها و بهترینهای هفت کشور هستی.
آبش چو کوثر است و چو دُر سنگ ریزههابادش نسیم عنبر و خاکش معصفر است
هوش مصنوعی: آبش مانند کوثر و مروارید است، سنگهای ریزهاش همچون بویی خوش و نسیم، و خاکش معطر و خوشبوست.
چشم و دل از مشاهدهات بی نصیب نیستنقشت چو بر صحیفه جانم مصور است
هوش مصنوعی: چشم و دل من از دیدن تو هیچگاه محروم نیستند، زیرا تصویر تو در جانم حک شده است.
آن آفتاب را که بسوزد شعاع اوچشم عقول روی چو ماه تو مظهر است
هوش مصنوعی: آفتاب وجودش به قدری درخشان و گرم است که شعاعش میتواند عقلها را بسوزاند و در این میان، زیبایی و چهرهات همچون ماه، تماشایی و دلانگیز است.
کحل جواهر است غبار منازلشزان چشم عاشقان تو دایم منور است
هوش مصنوعی: چشمهای عاشقان تو مانند جواهر میدرخشد و غبار مکانهای تو همیشه نورانی است.
گلزار چون بهشت شود فصل نو بهارجانم فدای آن که از این هر دو خوشتر است
هوش مصنوعی: باغ و گلزار در فصل بهار مانند بهشت زیبا میشود. جانم فدایش باد، چون او از هر دوی این زیباییها دلپذیرتر است.
گفتم به سرو اگر چه خرامیدنت خوش استبالای خوش خرام دلارام دیگر است
هوش مصنوعی: به درخت سرو گفتم که اگرچه زیبایی و نازکی تو جلب توجه میکند، اما زیبایی و لطافت دلبر دیگری با جذابیتهای خاص خود، بالاتر از همه اینهاست.
در جان نیشکر نبود آن حلاوتیکاندر لب و حدیث و دهان تو مضمر است
هوش مصنوعی: در درون نیشکر، آن شیرینیای که در لبها و سخنان تو نهفته است، وجود ندارد.
از بندگیت دورم و جان با تو در حضورجایی که نیست خلوت جان چشم بر در است
هوش مصنوعی: من از خدمت و بندگی تو دور هستم، اما جانم در کنار توست. در جایی که هیچ خلوتی وجود ندارد، جانم با چشمی به در تو چشم دوخته است.