شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: غزل اشارهای به جذابیت و فریبایی محبوبی دارد که در عین حال باعث غم و بیتابی عاشقان شده است. چشمهای او مسبب هشیاری و آگاهی دیگران هستند و فتنهاش بین یارانش در حال وقوع است. عشق و محبت او باعث بوسه بر پایش میشود، در حالی که این فقط خیالی در ذهن بسیاری از عاشقان است. زیبایی او از گل نیز فراتر است و دل شاعر در لابهلای زلفهای او گرفتار شده است. خواب محبوب او باعث تاسف و شکایت عاشقان میشود و هر که از کوی او میگذرد، به نوعی خیال میکند که عطاران در حال عبور هستند. شگفتی شاعر از خواب محبوب و بیخبری از حال عاشقان به اوج میرسد و در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی اگر گناهی هم وجود داشته باشد، کرم و محبت محبوب او برای گنهکاران است.
چشم مستانه تو آفت هشیاران استفتنه و عربده او همه با یاران است
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو باعث زیان هشیاران است و شور و شوق او همیشه همراه دوستانش است.
سر بوسیدن پای تو نه تنها ماراستاین خیالیست که اندر سر بسیاران است
هوش مصنوعی: بوسیدن پای تو آرزوی تنها من نیست؛ بلکه این خیالی است که در ذهن بسیاری از افراد وجود دارد.
عارضت هست بسی تازهتر از گلبرگیکه بر او آمده در وقت سحر باران است
هوش مصنوعی: چهرهی تو خیلی زیباتر و تازهتر از گلبرگی است که در صبح بارانی به درخت نشسته است.
در شکنهای سر زلف تو گردد دل منوین چنین شبرویی در شیوهٔ عیاران است
هوش مصنوعی: دل من در پیچ و تابهای موی تو درگیر میشود و این گونه شبرو بودن، نشان از ویژگیهای فریبنده و باکفایت مردان است.
گر ز حال شب ما بیخبری معذوریخفته را کی خبر از حالت بیماران است
هوش مصنوعی: اگر از حال شب ما بیخبری، حق داری. خوابیدهها چه چیزی از حال بیماران میدانند؟
هر که بر کوی تو بگذشت چنان پنداردکه مگر بر گذرش رسته عطاران است
هوش مصنوعی: هر کس که از کوی تو عبور کند، احساس میکند که بهشت یا دنیای زیبایی را دیده است و گویی در کنار عطاران و عالمان قرار گرفته است.
عجب از خواب تو میدارم شب تا به سحربر سر کوی تو فریاد گرفتاران است
هوش مصنوعی: من از خواب تو شگفتزدهام، چرا که تا dawn بر سر کوی تو، فریاد دلباختگان بلند است.
گر گنه میشمری بندگی و مهر همامکرم شاه نه از بهر گنهکاران است
هوش مصنوعی: اگر گناهان را بشماری، باید بدان که عشق و محبت خداوند (شاه کرم) فقط برای گناهکاران نیست.