شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلنوازی محبوبی اشاره دارد که هر کسی با دیدن او آرزوها در دلش بهوجود میآید. شاعر از ویژگیهای خاصی مانند لبان شیرین و قد بلند محبوبش صحبت میکند و به حسرت و شور و شوق خود از دوری او اشاره دارد. او بهطرز غمانگیزی به حسادت و عذاب ناشی از جدایی میپردازد و به یادآوری لحظات شیرین وصال میپردازد. در پایان، شاعر از تلاش برای فراموش کردن محبوبش و جستجوی آرامش در تصویر او بر روی ماه سخن میرانَد.
زهی شمایل موزون و قد دلبندشکه هر که دید رخش گشت آرزومندش
هوش مصنوعی: چقدر زیبا و دلنشین است قامت و شخصیت محبوبش، که هر کسی که چهرهاش را ببیند، آرزویش را در دل میپروراند.
گر او در آینه و آب ننگرد زین پسکسی نشان ندهد در زمانه مانندش
هوش مصنوعی: اگر او به آیینه و آب نگاه نکند، از این پس هیچکس در دنیا مانند او را به نمایش نخواهد گذاشت.
در آن نفس که لبش در حدیث میآیدروان همیشود آب حیات از قندش
هوش مصنوعی: در لحظهای که سخن او به زبان میآید، چنان گویی آب حیات از شیرینی کلماتی که بیان میکند، روان میشود.
چو باغبان به قدش بنگرید هر سرویکه دید بر لب جویی ز بیخ برکندش
هوش مصنوعی: باغبان وقتی هر درختی را که به قد خودش میبیند، در کنار جوی آب، از ریشه میکند.
تو آن سعادت بند قباش میبینیکه هست با قد او سال و ماه پیوندش
هوش مصنوعی: تو خوشبختی و زیبایی را در دلبندت میبینی که قد و قامتش با مدت زمان سال و ماه در ارتباط است.
به خون لعل چنان تشنهام که نتوان گفتز رشک آن که زند دست در کمربندش
هوش مصنوعی: به قدری به عشق و زیبایی معشوق وابستهام که حتی نمیتوان توصیف کرد که چقدر حسادت میکنم به کسی که توانسته دستانش را به دور کمر او بپیچد.
دریغ دیده مسکین من که چشم حسودز روز وصل به شبهای دوری افکندش
هوش مصنوعی: متاسفانه، این انسان بیچاره که از حسد دیگران رنج میبرد، در روزی که به معشوقش نزدیک شده، به خاطر حسادت چشماش بر شبهای جدایی سایه افکنده است.
کنون که چشم من از روی دوست دور افتادمگر به ماه کنم گاه گاه خرسندش
هوش مصنوعی: اکنون که چشمم از دیدار دوست دور مانده، گاهی به ماه نگاه میکنم تا دلخوش شوم.
وگر همام نگیرد قرار پس تدبیربود مطالعه طلعت خداوندش
هوش مصنوعی: اگر همام (طبیعت) آرام نگیرد، پس باید با تدبیر و اندیشه به چهره الهیاش توجه کنیم.