شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود نسبت به دوری و فراق میگوید. او آرزو دارد که از معشوقش نزدیکتر باشد، اما در غیاب او احساس پوچی و عدم وجود میکند. نویسنده در نامهاش به دوست، از سوختن قلمش به دلتنگی اشاره میکند و از خوابهای شبانهاش یاد میکند که با خیال معشوقش پر میشد. او تنها تدبیرش در این دوری، رساندن پیامی به باد است. همچنین، شاعر ابراز میکند که در نبود معشوقش از تیرهای بلا در امان نیست و از درد دوری و عذابی که جهنم به همراه دارد، نگران است. در انتها، او از یارانش میخواهد از وجود همدیگر بهرهمند باشند و از محبتی که به آنها رسیده، قدردانی کنند.
آرزومندم ولیکن کو قدمدر فراقت شد وجودم کالعدم
هوش مصنوعی: آرزو دارم اما دریغ که وقتی از تو دور میشوم، وجودم به حالت بیحالی و عدم در میآید.
نامه وقتی مینوشتم پیش دوستآتش این نوبت همیسوزد قلم
هوش مصنوعی: وقتی که نامه مینوشتم، در مقابل دوستم، آتش قلم من نیز این بار میسوزد.
ای دریغا خواب کاو هر شب مرابا خیالت میرسانیدی به هم
هوش مصنوعی: ای کاش، خواب تو هر شب مرا با تصویر تو به هم میرساند.
نیست اکنون هیچ تدبیری جز آنکبر زبان باد پیغامی دهم
هوش مصنوعی: در حال حاضر هیچ راه چارهای وجود ندارد جز اینکه پیامی را بر زبان بیاورم.
یک زمان ایمن نمیباشم ز تیرتا برون آید کبوتر از حرم
هوش مصنوعی: من هرگز احساس امنیت نمیکنم تا زمانی که کبوتر از حرم بیرون نیاید و تیرها شلیک نشود.
وقت دوری یاد میکن بنده راکز خداوندان شود پیدا کرم
هوش مصنوعی: در زمان دوری، به خاطر داشته باش که بندهای از خداوندان در دلش مهربانی و لطف نهفته است.
گر جهنم را بود سوز فراقوای بر اعضای کافر زان الم
هوش مصنوعی: اگر جهنم سوزان باشد به خاطر جدایی، وای بر جسمهای کافر از آن درد و رنج.
زندگانی در حضور دوستانمغتنم دارید یاران مغتنم
هوش مصنوعی: زندگی را در کنار دوستان ارزشمند بدانید و از همراهی آنها بهرهبرداری کنید.
شد به پیغام از شما راضی همامیا به بویی از نسیم صبحدم
هوش مصنوعی: پیام شما باعث خوشحالی همام شده است، یا بویی از نسیم صبح او را شاد کرده است.