شمارهٔ ۱۳۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او با امید و آرزو از مسیر طولانی و سختی آمده است و به درگاه معشوق با نیاز و دل شکستهاش عرضه میشود. به تعبیر او، زلف معشوق و زیباییاش برای او مانند نوری در شب تار است که راه را روشن میکند. شاعر بیان میکند که در این لحظه خاص و شیرین، او با دلی آرام و یکپارچه به نزد معشوق آمده است و خواهان گفتن رازهای دلش است. او همچنین تأکید میکند که عشق واقعی نیاز به عبادت و خدایی خاص دارد و ابرو و زیبایی معشوقش برای او مانند محراب نماز است. در نهایت، او میگوید که تا زمانی که بر سر عشق و وصال اوست، همواره عاشق و دلبسته باقی خواهد ماند.
من به اومید تو از راه دراز آمدهامناز بگذار دمی چون به نیاز آمدهام
هوش مصنوعی: من با امید تو از راه دراز آمدهام، لطف کن و کمی ناز کن چون با نیاز و خواسته آمدهام.
رهروان را به شب تار دلیلی بایدمن به بوی خوش آن زلف دراز آمدهام
هوش مصنوعی: مسافران را در شب تاریک باید نشانهای برای راهیابی، من به خاطر عطر خوش آن زلف بلند آمدهام.
شمع بی زحمت پروانه نباشد بنشانکامشبی در هوس گفتن راز آمدهام
هوش مصنوعی: بیزحمت شمع، پروانهای وجود ندارد. امشب برای گفتن رازی به اینجا آمدهام.
پیش از این هر نفسم بود خیالی و اکنونبا تو یک رنگ شدم وز همه باز آمدهام
هوش مصنوعی: قبل از اینکه تو را ملاقات کنم، تمام افکارم فقط خیال و توهم بود. حالا با تو یکی شدهام و از همه چیزهای دیگری که داشتم، دور شدهام.
مرغ دل بر سر زلفت به فغان میگویدچیست تدبیر که در چنگل باز آمدهام
هوش مصنوعی: پرنده دل من از سر زلف تو ناراحت و نالهزن است و میپرسد که چه تدبیر و چارهای است که به دام افتادهام.
با دلم سلسله زلف تو گوید خوش باشمنم آن بند که دیوانهنواز آمدهام
هوش مصنوعی: دل من با زلفهای تو راز و نیاز میکند و میگوید که خوش باش. من آن بندگی هستم که به سوی تو آمدهام و در این دیوانگی به عشق تو دل بستهام.
عاشقان راست نمازی و دگر محرابیپیش ابروی تو از بهر نماز آمدهام
هوش مصنوعی: عاشقان تنها به خاطر تو و زیبایی ابروهایت عبادت میکنند و در واقع، دیگر نیازی به مکانهای مخصوص عبادت ندارند. من هم برای تو و به خاطر زیباییات به اینجا آمدهام.
جان حقیقت به لب چون شکرت خواهم دادتا نگویی که به تزویر و مجاز آمدهام
هوش مصنوعی: من جانم را برای حقیقت فدای شیرینی تو میکنم تا نگویی که به فریب و ظاهرگرایی متوسل شدهام.
تا فراق تو به غارت نبرد جان همامبه شفاعت ز در وصل تو باز آمدهام
هوش مصنوعی: تا وقتی که فراق و جدایی تو به جان همام آسیب نزند، من با دعا و واسطهگری برای رسیدن به وصل تو، دوباره به سوی تو بازگشتهام.