تناجی
همام تبریزی

شمارهٔ ۱۸۸

ای باد نو بهاری بوی بهشت داریاز سوی گل رسیدی یا پیک آن نگاری
نی این چنین نسیمی از گلستان نیایدمعلوم شد ز بویت کز هم‌دمان یاری
بر منزلی گذشتی داری از او نشانیچون زلف مشک بارش خوش بوی بی‌قراری
بویی که روح بخشد دل را فتوح بخشداز زلف یارم آید ای گل تو آن نداری
چون قامتش خرامان گردد میان بستانآنجا تو خود که باشی ای سرو جویباری