شمارهٔ ۵۵۷
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به بیدادگری و زیبایی معشوقش اشاره میکند و از درد و حسرت ناشی از آن صحبت میکند. او میگوید که بدون وجود معشوق، هیچکس نمیتواند از غم و اندوه دل رهایی یابد. اگر محبت معشوق به دل نرسد یا زیبایی او به نمایش در نیاید، همه چیز بیمعنا خواهد بود. شاعر به زوال و ناتوانی خود در مقابله با این احساسات پرداخته و نشان میدهد که عشق و زیبایی معشوق چقدر بر روح و جان او تأثیر گذاشته است. این شعر به طور کلی بیانگر اندوه و عطش عشق و همچنین ناتوانی در فراموشی معشوق است.
بی مطرب و می چشم تری را چه کند کس؟پیمانهٔ خونین جگری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: بدون موسیقی و شراب، چه کسی میتواند غم و اندوه را تحمل کند؟ چه کسی میتواند با دل شکسته و دردناک خود، در این وضعیت کنار بیاید؟
گر صرف نثار قدم یار نگرددچون اشک گرامی گهری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت به پای یار فدای شود، مانند اشکی که بر زمین میافتد، هیچ کس نمیتواند ارزش یک گوهر باارزش را کاهش دهد.
آشوب دل از سلسلهٔ زلف تو افزوددیوانهٔ بی پا و سری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلف تو دچار آشفتگی شده است. حالا هیچکس نمیداند با دیوانهای که نه پا دارد و نه سر، چه باید کرد؟
گر شوخی حسنت نکند انجمن آراچون شمع فروغ نظری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو در جمع ما شوخی نکند، مثل شمع که فقط نورش را میافروزد، چه کسی میتواند به نور نگاه کند؟
در آتش محرومی رخسار تو دل سوختپروانه بی بال و پری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: در آتش ناامیدی، چهره تو دل را میسوزاند. پروانهای که نه بال دارد و نه پر، چه کاری میتواند انجام دهد؟
دل بردی و پروای نگهداشتنش نیستچون چشم تو، بیدادگری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: دل را از من گرفتی و هیچ نگران نگهداشتن آن نیستی، زیرا چشم تو آنقدر زیباست که هیچ کس نمیتواند در برابرش مقاومت کند.
در دل شکن این شکوه حزین ، از سر غیرتبر لب نفس بی اثری را چه کند کس؟
هوش مصنوعی: در دل این درد و اندوه عمیق، کسی که به خاطر غیرت خود دچار رنج و غم شده، چه کار میتواند با نفس بیاثر و بیفایدهاش انجام دهد؟