شمارهٔ ۵۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به تحسین زیباییها و جذابیتهای معشوق میپردازد. شاعر به توصیف ناز و دلربایی معشوقهاش، که مانند سروی است، میپردازد و میگوید که وجود او برایش کافی است. او اشاره میکند که در اسارت زلفهای معشوق، دلشاد و غمهایش را به خوبی تحمل میکند و یادآوری میکند که هوس بوسه از لب او نوعی بیشرمی است. شاعر همچنین بیان میکند که نه به زیبایی چمن و نه به سرسبزی صحرا نیاز دارد، بلکه در دنیای خود به کنج خرابات مغان راضی است. در پایان، شاعر ابراز میکند که روحش از شعرهای او خوشنود است و به این نکته اشاره دارد که غزلیاتش به زبان همه جاری شده است.
جلوهٔ ناز تو ای سرو روان ما را بسدولت وصل تو از هر دو جهان ما را بس
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی تو کافی است برای ما و تنها خوشبختی ما در دنیا و آخرت، وصال و نزدیکی با توست.
در اسیری شکن زلف تو ما را دلداردرغریبی غم تو، مونس جان ما را بس
هوش مصنوعی: در حالتی که ما در غربت و دوری از تو گرفتار هستیم، زلفهای تو برای ما مانند شکنجهای است و غم تو، تسکینی برای دل ما به شمار میآید.
هوس بوسه ز لعل لب او بی شرمی ستگل پیغامی از آن غنچه دهان ما را بس
هوش مصنوعی: خواسته برای بوسیدن گل لب او نشاندهندهی جرات و بیپروا بودن است و این پیام، از غنچهای که در دهان ماست، کافی است.
نه دل سیر چمن، نه سر صحرا داریمدر جهان کنج خرابات مغان ما را بس
هوش مصنوعی: ما نه دل خوشی از باغ و گل داریم و نه در طبیعت آزادیم؛ فقط در گوشهای از میخانههای رندان، زندگی ما را فراهم است.
روح حافظ بود از کلک تو خشنود حزیناز تو این تازه غزل، ورد زبان ما را بس
هوش مصنوعی: روح حافظ از آثار تو خوشحال است و این غزل تازه که با احساسات غمگین سرودهای، بهترین موضوع برای صحبتهای ماست.