شمارهٔ ۵۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مراد خود که یک معشوق است، خطاب میکند و از او میخواهد که از حال و روز پریشان عاشقش بپرسد. او با نگاهی به زیباییها و رنجهای عاشقی، از معشوق میخواهد تا اندکی توجه به دل شیدایش داشته باشد و از حال او پرسوجو کند. در کل، شعر حس عمیق عشق و longing (آرزو) را به تصویر میکشد و از معشوق میخواهد تا از رنجهای عاشق باخبر شود.
ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرساحوال پریشانی ما را ز صبا پرس
هوش مصنوعی: ای کسی که موهای بلند و زیبا داری، از خدا بپرس حال ما را که مثل گداها در وضعیت بدی به سر میبریم و از نسیم صبح گاهی نیز احوال پر دلواپسیمان را جویا شو.
تا کی گذری از بر ما مست تغافلیک بار ز حال دل شیدایی ما پرس
هوش مصنوعی: چرا تا کی بیتفاوت از کنار ما میگذری؟ یک بار هم حال و وضعیت دل عاشق ما را بپرس.
ای برق به خرمن زده، از خار میندیشحال دل زار، از لب هر برگ گیا پرس
هوش مصنوعی: ای شمعی که در دل خرمن شعلهور شدهای، نگران خارهای مسیر نباش. حال دلت را درک کن و از هر برگی که میشکفد، بپرس.
گر بی سر و سامانی صحرای جنون راخواهی که بدانی، ز من آبله پا پرس
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از بینظمی و آشفتگی دنیای جنون با خبر شوی، از من که در این مسیر پا گذاشتهام بپرس.
افتاد اها حزین در قدم محمل نازتبی تابی حال دل او را ز درا پرس
هوش مصنوعی: حزین در کنار گامهای دلنواز تو، بیتابی دلش را از درای دلخواهش میپرسد.