تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۶۸۲

از بس غبار حسرت دیدار داشتمچشمی به رنگ رخنهٔ دیوار داشتم
آتش زدند مغبچگانش به میکدهیک خرقه وار، رشتهٔ زنّار داشتم
شاید غرور سبحه ام از دل برون رودساغر به دست، بر سر بازار داشتم
از حیرت جمال تو ای برق خانه سوزآیینه وار، پشت به دیوار داشتم
هرگز برون ز چاه نمی آمدم حزینگر من خبر ز ناز خریدار داشتم