شمارهٔ ۶۸۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره لزوم صبر و حوصله برای یادگیری و آموزش راز و راز و نیاز صحبت میکند. او به دل تنگش اشاره میکند و میگوید که با نالههای خاموشش، داستان دلتنگیاش را بیان میکند. شاعر میگوید که اشکهایش مانع از دیدن زیباییها شده و از نالههای خاموشش، دلش میخواهد به یادگیری عشق و محبت بپردازد. او در نهایت با بیان درد و غم، تلاش دارد تا رحم و محبت به دیگران را یاد بگیرد.
چقدر حوصله باید که گداز آموزمتا دو دل را روش راز و نیاز آموزم
هوش مصنوعی: چقدر باید صبر و حوصله داشته باشم تا به یادگیری و آموزش شیوههای دعا و راز و نیاز به دو دل برسم.
لبم از ناله مپرسید که خاموش چراستبه دل تنگ نگه دری راز آموزم
هوش مصنوعی: لبم را از نالهها نپرس که چرا ساکت هستم؛ زیرا در دل تنگم، رازهایی دارم که به چشمها میآموزم.
به رخش راه نظر اشک روانم نگذاشتچه گشاد از سبق گریه که باز آموزم؟
هوش مصنوعی: چشمانم از شدت اشک نتوانستند به او نگاه کنند، چه فرار کردن از این گریه برایم آسان نیست که دوباره یاد بگیرم.
لحظه ای فرصت نازی به پریزاد خیالطاقتی تا به دل آینه ساز آموزم
هوش مصنوعی: یک لحظه به من فرصت بده تا زیبایی را به ذهنم منتقل کنم و به دل آینه بیاموزم که چگونه آن را به تصویر بکشم.
نزدم مهر خموشی به لب شکوه حزینتا مگر رحم به آن بنده نواز آموزم
هوش مصنوعی: من سکوتی را برای خودم برگزیدم و به هیچ شکایتی از درد و غم خود زبان نیاوردم، شاید بتوانم رحمت و محبت را به آن بندهای که به عشق و نوازش دیگران مشغول است، بیاموزم.