شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به ساقی و محبوب خود فرا میخواند و از او میخواهد که می ناب و آب زندگی را بیاورد. او احساس تشنگی عمیقی دارد و بر نداشتن محبوبش اشاره میکند. همچنین با اشاره به مژگان سیاه محبوب، به درد و رنج ناشی از دوری او اشاره میکند. به طور کلی، این اشعار از longing و عطش روحی سخن میگویند.
ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟ای خضره ره سوختگان، آب کجاست؟
هوش مصنوعی: ای ساقی که دلباختگان را سیراب میکنی، عطر و طراوت شراب کجا است؟ ای خضر، پیشوای راهرفتگان و آتشزدهها، آب حیات کجا است؟
عمریست که بی تو تشنهٔ خون خودمآن خنجر مژگان سیه تاب کجاست؟
هوش مصنوعی: سالهاست که بدون تو از شدت ناباوری و درد در عذابم. آن خنجر سیاه که با مژگان تو به من آسیب رساند کجاست؟