شمارهٔ ۱۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و عزلت خود اشاره میکند و میگوید که نمیتواند از این وضعیت جدا شود. او از کمبودها و فقر خود میگوید و تاکید میکند که با وجود مجروح بودن، همچنان شور و اشتیاقی برای جان فشانی دارد و نمیتواند این احساسات را کنار بگذارد. در نهایت، شاعر به اراده و همت خود اشاره میکند که او را از این حال و هوا جدا نمیکند.
از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کردوز فقر، به دولتم جدا نتوان کرد
هوش مصنوعی: نمیتوانم از گوشهٔ تنهاییام جدا شوم و فقر هم نمیتواند مرا به ثروت و دارایی برساند.
مجروحم و ذوق جان فشانی دارمبا تیغ ز همّتم جدا نتوان کرد
هوش مصنوعی: من زخمیام و احساس زیبایی دارم که نمیتوان با هیچ تلاشی آن را از من گرفت.