شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با حسرت به یاد گذشتههای خود میافتد و میگوید که تنها چیزی که از ما باقی مانده، بیپایی یا کف خالی است. در دنیا هیچ چیزی از دوستان سبکرو و همراهانش باقی نمانده و رابطهها و همراهیها بسیار کوتاه بوده است.
غیر از کف خالی که ز ما بر جا مانددیگر ز سبکروان، چه در دنیا ماند؟
هوش مصنوعی: جز از دست خالی که از ما به جا مانده، دیگر از آدمهای سبکسر چه چیز در دنیا باقی مانده است؟
یک کوچه فزون، نکرد تن همراهیکوتاه قدم بود رفیق، از ما ماند
هوش مصنوعی: در یک کوچه طولانی، همراه ما کسی نیست. رفیق ما به خاطر قد کوتاهش، نتوانسته است با ما پیش برود و از ما جدا مانده است.