شمارهٔ ۱۴۳
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به تصویر زیبایی از صبحگاه و تجلی زیباییها اشاره دارد. حسن (زیبایی) به شوق میرسد و در حالی که از حجاب (پوشش شب یا غم) خارج شده، عریان و پاک به جلوهگری میپردازد. همچنین، سحر (صبح) بر سر بالین شاعر حاضر میشود و او را بیدار میکند تا ببیند که آفتاب (روشنی و امید) ظهور کرده است. این اشعار حس تازگی و روحیهی شاداب صبح را به تصویر میکشند.
حسنش، به می از حجاب بیرون آمدعریان، آتش ز آب بیرون آمد
هوش مصنوعی: زیبایی او چنان است که از پردهها بیرون آمد و عریان شد، بهگونهای که آتش از آب جدا میشود.
آمد سحری بر سر بالینم و گفتبرخیز که آفتاب بیرون آمد
هوش مصنوعی: سحرگاه بر بالین من آمد و گفت بلند شو که خورشید طلوع کرده است.