شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جنگ و دعوایی درونی سخن میگوید که به دشمنی با فهم و ادراک ارتباط دارد. او اشاره میکند که در این شرایط ناخوشایند، دوران پاکی و زیبایی (آبهای پاک) مورد بیاحترامی قرار میگیرد. شاعر خود را بهعنوان آرایشگری برای گلستانی معرفی میکند که در این حال و هوای خمار و غمانگیز قرار دارد و چشمانش از اشک به رنگ حنای انگشتش تبدیل شدهاند. این اشکها نشاندهندهی غم و دلتنگی اوست.
دعویست با شعر ترم، آن دشمن ادراک راسگ میخورد دایم نجس، آن آبهای پاک را
هوش مصنوعی: شعری که میسرایم، به نوعی با فهم و درک انسان در تقابل است. این دشمن همیشه در حال آسیب رساندن به چیزهای پاک و خوب است، مانند سگ که دائماً به آبهای زلال و تمیز آسیب میزند.
مشاطهٔ گلشن منم، با این خمارآلودگیچشمم حنابندی کند، از اشک دست تاک را
هوش مصنوعی: من آرایشگر باغ گلها هستم و با این حالتی که چشمانم دارند، اشکهای من مانند حنا بر دستان تاک مینشیند.