شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک خود میپردازد. او از آلودگی دل خود به دگر خونابه سخن میگوید و به قدرت اشکهایش که مانند شمع به سوختن میافتند، اشاره میکند. او در رویای خود به دولتی بیدار میرسد که تنها با دیدن محبوبش به دست میآید. همچنین، او احساس میکند که عشق به معشوقانش در قلبش میافزاید و از حسرتهایش مینالد. در نهایت، او آرزوی نوشیدن شراب وصال را دارد که آرامش و شادی به او ببخشد.
دگر خونابه دل، دیده را آلودنی داردمی پرزور، اشک لاله گون پیمودنی دارد
هوش مصنوعی: دستهای دل، چشمان را پر از اشک کردهاند و این اشک مثل گل لاله زیباست و باید مسیر خاصی را طی کند.
به خوابم دولت بیدار می آید، از آن روزیکه چشمم در نظر بر آستانش سودنی دارد
هوش مصنوعی: در خوابم، نشاط و خوشبختی به سراغم میآید، از زمانی که چشمانم به دیدن و درک زیباییاش عادت کرده است.
چه شد چون شمع محفل گر تنم فرسودنی داردتف عشق بتان در سینه ام افزودنی دارد
هوش مصنوعی: چه شد که چون شمع در جمع میسوزم، اگرچه بدنم در حال پژمرده شدن است، عشق به معشوقان در دل من هر روز بیشتر میشود.
به دل تا چند از خوناب حسرت، جرعه پیمایی؟سرت گردم، شراب وصل هم پیمودنی دارد
هوش مصنوعی: چرا هنوز از درد حسرت در دل خود بنوشی؟ من آمادهام تا برای تو، نوشیدنی عشق بیاورم که با آن میتوانی به وصال برسی.