شمارهٔ ۱۳۷
هوش مصنوعی: شعر به توصیف احساسات عمیق و ناگفتهای میپردازد که ناشی از عشق و دلتنگی است. تپش قلب شاعر نشانهای از تلاش برای رسیدن به عشق است و جادهای که در آن ناله میکند، به جایی ختم نمیشود. چشم معشوق او را مسحور کرده و شادابی همیشگی را به او بخشیده است. در عین حال، سایهای از عشق بر او افتاده و به او احساس جاودانگی میدهد. شاعر با طبعی آزاد، سخنانش را بیان میکند اما هر مصرع به نوعی حسی از جدایی و فاصله را منتقل میکند.
تپش سینهٔ ما، بانگ درایی داردجادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد
هوش مصنوعی: تپش قلب ما صدای بلندی دارد و صدای درد و ناله ما به جایی خواهد رسید.
فیضی از میکدهٔ چشم تو برده ست مگرجام آیینه، می هوش ربایی دارد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که منبعی از شادی و لذت در نگاه تو وجود دارد. آیا ممکن است که ظرفی مثل جامی از آینه، با جذابیت و خاصیت مسحورکنندهاش، تسخیرگر هوش و فکر من باشد؟
زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسیدسایه گویا به سرم، بال همایی دارد
هوش مصنوعی: زیر تاثیر و حضور تو، به من خوشبختی و سعادت جاودانهای رسید. گویی سایهات بر سر من است و همچون پرواز هما، عظمتی دارد.
طبع وحشی سخنان، می رمد از هر طرفیفهم هر مصرع ما، فکر جدایی دارد
هوش مصنوعی: نفس آزادی و سرزندگی در کلمات به همه جا پراکنده میشود و هر خطی که میزنیم، خود نشاندهنده فکر و اندیشهای جداگانه است.