شمارهٔ ۱۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات و افکار خود سخن میگوید. او مینالد و میگوید که صدای دلنشینش از درون او برخاسته و نامش باعث شهرت و افتخار نمیشود، بلکه از ننگ و عیبها سخن میگوید. به یاد نغمهای که داوود (پیامبر و موسیقیدان بزرگ) برآورده، او نیز با نی و قلم خود به این شکل بیان میشود. شاعر بر این باور است که انصاف به سخنانش اهمیت داده و زیبایی کلامش همارز با لعل گرانبها شده است.
از نالهٔ من خامه خوش آهنگ برآمدوز نام بلندم، سخن از ننگ برآمد
هوش مصنوعی: از دل شدم، صدای نالهام به زیبایی شنیده شد و از نام بزرگ من، سخنها به شرم و سرافکندگی پرداختند.
آن نغمه،که زیر لب داوود شکستندما را ز نی خامه، به این رنگ برآمد
هوش مصنوعی: آن آهنگی که داوود در آرامش ساخته بود و صدایش در دلها جا داشت، حالا با نی خامهای که در دستان ماست به شکلی دیگر و با رنگی تازه به گوش میرسد.
انصاف چو بگرفت عیار سخنم رابا لعل گران قدر تو همسنگ برآمد
هوش مصنوعی: وقتی انصاف وارد صحبت من شد، گفتارم با ارزش و زیبایی سخن تو برابر گشت.