تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۲۲۳

نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گرددکه داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد
اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهیبه چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد
چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟ز مژگان تو دل ها خانهٔ زنبور می گردد