شمارهٔ ۲۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و شور و شوق خود صحبت میکند. او میگوید که هر جا که برود، شور و حال مستانهاش را منتشر میکند و غنچهها را به شور و هیجان وا میدارد. همچنین، او به نوعی خود را شبیه سمندری میداند که از شوق سرشار است ولی افسردگی را نمیشناسد و با هر داغی که بر دلش مینشیند، آتش عشق و احساساتش را به تصویر میکشد.
به هرگلشن که شور از شیون مستانه اندازملباس غنچه را، چاک از دل دیوانه اندازم
هوش مصنوعی: هر جا که بروم و شادی و سرور را بپاشم، مانند یک غنچه، دل شگستهام را نیز نمایان میکنم.
سمندر مشربم، افسردگی شوقم نمی داندبه هر داغی که سوزم، طرح آتشخانه اندازم
هوش مصنوعی: من مانند سمندری هستم که در آتش شوق میسوزم و نمیدانم چه احساسی از این داغی پیدا میکنم. اما هر بار که میسوزم، با همان آتش طرحی نو میسازم.