شمارهٔ ۳۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و عاطفهای عمیق صحبت میکند که به دل بیتابش رسیده است. او به وجود پیامی از عالم غیب برای دوستان اشاره میکند و میگوید که همچون نیای پر از ناله و صدای درد، درونی آشفته دارد. دل او از شوق و گریه مستانه پر است و از نشانههایی چون ویرانی و طغیانی که همچون عید به وجود آمده، سخن میگوید.
دردت به دوای دل بی تاب رسیدهاز غیب، رسولیست، به اصحاب رسیده
هوش مصنوعی: درد تو به درمان دل بیتاب نزدیک شده و از عالم غیب پیامی به کسانی که منتظرند رسیده است.
چون نی به خروش از نفس سینه خراشمتاری ست تن من که به مضراب رسیده
هوش مصنوعی: زمانی که نی به صدا درمیآید، صدای آن به خاطر نفس من به دل مینشیند. این صدای سینه من به مانند تارهایی است که در اثر برخورد با مضراب زخمی شدهاند.
دارد دلم از گریهٔ مستانه، طرب هاعید است که ویرانه به سیلاب رسیده
هوش مصنوعی: دل من از شادی و گریه ای شگفتانگیز پر است، چون حالا وقت خوشحالی و جشن است و ویرانی نیز به مانند سیلاب به سراغم آمده است.