شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر از تعلق خود به محبوب سخن میگوید و تأکید میکند که نمیخواهد از خود و هویتش خبری به او بدهد. او به معشوق خود امیدی دارد که بتواند از حجاب خود رهایی یابد. شاعر همچنین اشاره میکند که علیرغم پرواز در عشق، باز هم از حجاب و پردههای خود نمیگذرد و خود را محجوب میبیند. در نهایت، او خود را مانند گدای معشوقش تصور میکند و میگوید که هیچگاه نمیخواهد به اندازه دیگران از خود دور شود و همواره در جستجوی عشق اوست.
یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردمتا ز من باقی بود اسم و اثر نگذاردم
هوش مصنوعی: دوست عزیز، وقتی من زندهام، نگذار که از وجود خودم آگاه شود؛ تا زمانی که از من چیزی باقی مانده، نگذار نام و نشانی از من باقی بماند.
تا ز من ما و منی را باز نستاند نگارتا نسازد او زمن چیزی دگر نگذاردم
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوب من از وجود من جدا نشود، هیچ چیز دیگری از من باقی نخواهد ماند.
با وجود انکه گشتم در پیش از خویشتنچون زمین و آسمان زیر و زبر نگذاردم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تلاش کردم تا خودم را به شکل و شمایل جدیدی درآورم، اما نتوانستم سر و سامان خودم را تغییر دهم.
من بخود محجوبی از وی دارم امیدی که اووز حجاب از خویشتن زین بیشتر نگذاردم
هوش مصنوعی: من از او انتظار دارم که خود را از حجابهایش رها کند و به من نزدیکتر شود، زیرا خودم نیز در درونم حجابهایی دارم که مانع ارتباط نزدیکتر با او میشود.
گرچه من اندر هوایش پر و بالی میزنملیکن امید است که او بیبال و پر نگذاردم
هوش مصنوعی: هرچند که من برای جذب توجه او تلاش زیادی میکنم و از خودم تلاش و انرژی نشان میدهم، اما امیدوارم که او به من اجازه ندهد بدون کار و تلاش دلسرد شوم.
مردم چشمم از آنم چشم انسان کرده استچونکه من انسان عینم از نظر نگذاردم
هوش مصنوعی: بر اساس این بیت، فردی به خود میبالد که با انسانها چشم در چشم شده و آنها را میبیند. او اعتقاد دارد که وقتی خود را به عنوان یک انسان مینگرد، دیگران نیز از او چشمپوشی نمیکنند و این برابری در نگاه و احساس را نشان میدهد.
ور که دایدار و گفتارش یقین دانم که اویکزمان بی سمع و یکدم بی بصر نگذاردم
هوش مصنوعی: اگر که من با کسی که در حضورش هستم و گفتارش را میفهمم، این را به یقین بدانم که او حتی برای یک لحظه نیز بدون شنوایی و بینایی من را رها نمیکند.
من گدای او از آن گشتم بسان مغربیکاو دگر همچون گدایان دربدر نگذاردم
هوش مصنوعی: من به خاطر او به گونهای گدا شدم، مثل کسی که در مغرب است و دیگر نمیتواند مانند گدایان به بیسر و سامانی ادامه دهد.