شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق خود اشاره میکند. او بیان میکند که در همهجا و همهچیز، زیبایی و حضور معشوق را میبیند و تنها محدود به دیدن جنبههای ظاهری نیست. برعکس، او به عمق وجود معشوق مینگرد و در هر چیزی ردپایی از او پیدا میکند. شاعر به این نکته اشاره دارد که درک او از عشق و زیبایی با دیگری متفاوت است و او به یک گستره وسیعتر از زیباییها توجه میکند. همچنین، او میگوید که در حضور معشوق، دیگر نیازی به جام و سبو ندارد و فقط کافی است که احساس او را داشته باشد. این اثر به تجربه عمیق عشق و زیبایی ناب اشاره دارد.
من که در صورت خوبان همه او میبینمتو مپندار که من روی نکو میبینم
هوش مصنوعی: من در زیباییهای دیگران فقط او را میبینم، پس فکر نکن که من به زیباییهای دیگر توجه میکنم.
نیست در دیده من هیچ مقابل همه اوستتو قفا مینگری من همه رو میبینم
هوش مصنوعی: در چشمان من هیچ چیزی جز او وجود ندارد. تو از پشت سر به او نگاه میکنی، اما من فقط او را در جلو میبینم.
هرکجا مینگری دیده بدو مینگردهرچه میبینم ازو جمله بدو میبینم
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، چشمم به او میافتد و هر چیزی که میبینم، همه از اوست و به او مربوط میشود.
تو به یک سوش نظر میکنی و من همه سوتو ز یک سو و منش از همه سو میبینم
هوش مصنوعی: تو تنها به یک طرف نگاه میکنی، اما من از یک سو به تو و از جهات دیگر به همه چیز نگاه میکنم.
می باقیست که بیجام و سبو مینوشمعکس ساقی است که در جام و سبو میبینم
هوش مصنوعی: من همچنان شراب مینوشم، بدون اینکه جام و سبویی داشته باشم، زیرا تصویر ساقی را در جام و سبو مینگرم.
گاه با جمله و گه جمله ازو میدانمگاه او جمله و گه جمله در او میبینم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات با همه احساسات و کلماتش او را میشناسم و گاهی اوقات او را به تمامی خود در مییابم.
بوی گلزار تو از باد صبا میشنومسرو بستان ترا بر لب جو میبینم
هوش مصنوعی: من بوی گلهای باغ تو را از نسیم صبحگاه حس میکنم و در کنار جوی، سرو زیبای تو را میبینم.
مغربی آنکه تواش میطلبی در خلوتمن عیان بر سر هر کوچه و کو میبینم
هوش مصنوعی: آن کسی که در تنهاییام به دنبالش هستی، در هر کوچه و میدان به وضوح میبینم.