شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عشق و حسرت اشاره دارد. شاعر از زیباییهای معشوق خود، به ویژه چشمان و موی او، سخن میگوید و تأثیر عمیق این زیباییها بر دل و جانش را توصیف میکند. او از درد و شوق ناشی از عشق و خاطرات تلخ و شیرین یاد میکند و میگوید که حتی در میانهٔ اندوه، میل به نوشیدنی و خوشیهای زندگی را احساس میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زیبایی معشوقش برای او جایگزینی ندارد و عشقش او را به شدت مجذوب کرده است.
خبر ما که برد باز بدان لعبت مستکاندران حقه که سرّیکه نهفتیم شکست
هوش مصنوعی: خبر ما به گوش باز میرسد که آن معشوق مست در بین ما دروغی را که پنهان کرده بود، فاش کرد.
که بمژگان سپرد غمزه و گهگاه بزلفسر سربسته ما بین که رود دست بدست
هوش مصنوعی: عشق و جذبه با چشمان زیبا و نازک که گاهی از زیر موهایش نمایان میشود، به من میرسد و دست من را به دست خود میگیرد.
قاتلم زحمت یک تیرنگه بیش ندادترک بیمار کمانکش نگر و قوت شست
هوش مصنوعی: او به خاطر یک تیر، مرا به قتل رساند، اما این کماندار رنجور، فقط نگاهی به کمانش انداخت و قدرت انگشتانش را نشان داد.
ساقیا پر شده پیمانه ام از درد خمارباده گر صاف و اگر در دیده هرچه که هست
هوش مصنوعی: ای ساقی، پیمانهام از درد و کمبود نوشیدنی پر شده است. اگر بادهای که در آن ریختهای صاف و زلال باشد، هر چه در دیده و نظر من وجود دارد، به آن چه میخواهم نزدیکتر میشود.
شربتی گر زلب لعل تو نوشم تا حشرمدعی باشم اگر شهد شناسم زکبست
هوش مصنوعی: اگر از لبت شربتی بنوشم، تا روز قیامت خواهم توانست از عشق تو سخن بگویم، حتی اگر طعم عسل را هم بدانم.
دگر ای ترک کماندار مرنجان بازوکه نمانده است بجان تیر ترا جای نشست
هوش مصنوعی: ای کماندار ترک، دیگر مرا ناراحت نکن! چرا که تیر تو دیگر جایی برای نشستن در جان من ندارد.
چشم او کشتن عشاق بفردا نگذاشتفکر فردا نکند مغبچه باده پرست
هوش مصنوعی: چشمان او باعث شد که عاشقان به فردا فکر نکنند و نتوانند به آینده بیاندیشند، زیرا او در حال حاضر مست و دلربا است.
ناز چشم تو برم کز دل من جست نشانهر خدنگ مژه گر زجله ابروی تو جست
هوش مصنوعی: زیبایی چشم تو چنان است که قلب من نشان عشق را از آن میگیرد، و اگر تیرکمان مژههای تو به سوی کسی پرتاب شود، آن تیر زهرایی و قوی خواهد بود.