شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: این ابیات در وصف زیبایی و لطف معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق سخن میگوید. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ رحمت و لطفی در او وجود ندارد که در زیباییهای او تجلی نکند. او به درختی تشبیه میکند که نباید میوههایش را از دیگران پنهان کند، چرا که هیچ کسی نمیتواند زیباییهای او را نادیده بگیرد. شاعر همچنین بیان میکند که وجودش به عشق معشوق گره خورده و هیچ کس در دنیا نمیتواند به او نزدیک شود. در نهایت، او از ترک عهد معشوق خوشحال است زیرا میداند که او هرگز به او تعلق نداشته است.
کدام آیت رحمت که در جبین تو نیستکدام لطف و ملاحت که در عجین تو نیست
هوش مصنوعی: کدام نشان از رحمت و محبت در چهره تو دیده نمیشود؟ کدام زیبایی و دلربایی در وجود تو وجود ندارد؟
از این درخت رطب در به روی خلق مبندکه کس به شهر نبینم که خوشه چین تو نیست
هوش مصنوعی: از این درخت خرما میوهاش را به روی مردم نبند؛ زیرا کسی را در شهر نمیبینم که بتواند میوهچین تو باشد.
نه من به شهد لبت چون مگس حریصم و بسکه را که پای تعلق در انگبین تو نیست
هوش مصنوعی: من به شیرینی لبهایت مانند مگسی حریص نیستم، چون هیچ وابستگیای به عسل تو ندارم.
تو به که در همه عالم قرین کس نشویکه در جهان نکوئی کسی قرین تو نیست
هوش مصنوعی: تو هرگز نمیتوانی با کسی در دنیا برابر باشی، چون در این جهان هیچکس به خوبی تو نیست.
نسب به یوسف مصری بری مگر به نژادکه دل نمانده در این شهر کاو رهین تو نیست
هوش مصنوعی: اگر نسبت به یوسف مصری داشته باشی، تنها از نظر نژاد است، زیرا در این شهر هیچ دلی برای تو نمانده که به تو وابسته باشد.
شکست عهد تو و من خوشم بحمد اللهکه روسیاهیم از زلف عنبرین تو نیست
هوش مصنوعی: من از شکست و خیانت میان تو و خودم خوشحالم، چون به لطف خدا رسوا و بدنامی من به خاطر زلفهای خوشبو و زیبا تو نیست.