شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و معشوقی است که شایستگی ندارد در حجاب و پنهانی بماند. شاعر به دلش میگوید که اگر معشوق را ببیند، نباید سخن طولانی بگوید و به او غم نیفزايد. او عاشقانی را میستاید که به عشق خود پایبندند و به زیباییاش اشاره میکند که با یک نگاه، حقیقت را درک میکند. شاعر همچنین به زاهدان یادآوری میکند که نباید در عبادت خود از عشق و زیبایی غافل شوند. او از دل شکستگان و غم دلش میگوید و نذر میکند که به وصال معشوق برسد. شعر به ابراز احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای عشق و زیبایی میپردازد و به دنبال حقیقت و وصال است.
نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشددرِ دولت است بگذار همیشه باز باشد
هوش مصنوعی: این زیبایی شایسته است که از حجاب و پوشش دور باشد، زیرا در خانهی خوشبختی و ثروت باید همیشه باز باشد.
اگرش ببینی ای دل گلههای زلف او رابرِ او مگوی ترسم که سخن دراز باشد
هوش مصنوعی: اگر او را ببینی، ای دل، از زیباییِ گیسوانش حرف نزن؛ زیرا میترسم که سخن طولانی شود و از حد خود فراتر برود.
سر و عقل و جان و دینم همه پاک بردی و غمنخورم که عاشق آن است که پاکباز باشد
هوش مصنوعی: تمام وجود و عقل و جان و دیانت من را از من گرفتی، اما ناراحت نیستم چرا که عاشق واقعی کسی است که از جان و دل پاکباز باشد.
نظری به روت دارم نظری سوی رقیبتکه وصول بر حقیقت ز ره مجاز باشد
هوش مصنوعی: من نگاهی به تو دارم و نگاهی هم به رقیبت. ممکن است رسیدن به حقیقت از مسیر نادرست و غیرمستقیم باشد.
بنمای طاق ابرو و بگو به گوش زاهدتو که قبله را ندانی خوش از این نماز باشد
هوش مصنوعی: ابروهای کمانیات را به نمایش بگذار و به آن زاهد بگو که اگر قبله را نمیشناسی، این نماز بیمعناست و بهتر است از این کار دوری کنی.
دل پر شکستگان را صنما به چشم دلکشمنما که طایر من نه حریف باز باشد
هوش مصنوعی: ای محبوب، دلهای شکسته را با نگاهی زیبایت نگریست کن، چرا که پرنده من تماشای زیباییهای تو را برنمیتابد و نمیتواند با شکارچیان رقابت کند.
غم دل سرود زلفش همه مو به مو به شانهعجبا کسی نجستیم و که اهل راز باشد
هوش مصنوعی: غم دل را در زلفش با دقت کامل ترسیم کردیم. حیرتانگیز است که کسی را نیافتیم که با رازی آشنا باشد.
به نیاز نذر کردم که گرم رسم به وصلتهمه از تو ناز و انکار و ز من نیاز باشد
هوش مصنوعی: به خاطر نیازم نذر کردهام که برای رسیدن به تو تلاش کنم؛ اما همه چیز به ناز و انکار تو وابسته است و من تنها نیازمندم.
صنما مگو که خوبان همه خون دل بر زندبزه نبود ار یکی زین همه دلنواز باشد
هوش مصنوعی: نکن به زبان بیا که همه زیباییها موجب غم و درد دل هستند، اگر یکی از آنها واقعاً دلربا و دوستداشتنی باشد.
هم اگر به شرع نهی است ز خون بیگناهانتو بهانه حو نگارا که تو را جواز باشد
هوش مصنوعی: اگرچه از نظر شرع برای کشتن بیگناهان ممنوعیت وجود دارد، اما تو میتوانی بهانهای برای این کار پیدا کنی.
ز اسیر باز باشد که یکی به در برد جانز نظر فتاده صیدی که اسیر ناز باشد
هوش مصنوعی: آیا کسی که در دام اسیری گرفتار شده، میتواند با کمک یکی دیگر جان خود را نجات دهد؟ مانند صیدی که در جستجوی آزادی است و به خاطر زیباییها و نازهایی که در نظرش جلوهگر میشود، در تنگنا قرار دارد.
به شب ار شهان ببندد در بار خویش نیردر دولت شه ما همه شب فراز باشد
هوش مصنوعی: اگر شبها شاهان درهای بارگاه خود را ببندند، این بدان معنا نیست که در دولت ما، هر شب بالا و سرزنده نخواهد بود.
شه کشور ولایت مه منظر هدایتکه بر آن در بدایت همه را نیاز باشد
هوش مصنوعی: سلطنت کشور فقاهت مانند ماهی است که هدایت را نمایان میکند، و در ابتدای آن همه به او نیاز دارند.
به مَنا و خیف مشعر که رخ امید از این درنکنم به سوی دیگر همه گر حجاز باشد
هوش مصنوعی: به مکانهای مقدس مثل منی و مشعر میروم، اما اگر به من امیدی ندهند، هر چقدر هم که مکانها زیبا و مقدس باشند، به هیچکدام دیگر توجهی نخواهم کرد.