شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: این شعر ابراز حال دل شاعر است که از وضعیت خود ناراحت و غمگین است. او احساس میکند که عشق به معشوقش، حتی دیدن او، موجب حس تحسین و حسرت در او میشود. در ادامه، شاعر به نصایح عاقلانه دیگران اشاره میکند که او را دلسرد کرده و خواهان آن است که پردهها برداشته شود تا عقلها شگفتزده شوند. او در آخر تقاضایی از معشوق خود میکند تا به او کمک کند، زیرا بار سنگین غم و ناامیدی را بر دوش دارد.
گفتم رقم کنم به تو حال دل ملولرشک آیدم که بر تو فتد دیدۀ رسول
هوش مصنوعی: گفتم احساسات خود را برایت بگویم، اما از حسرت میترسم که نگاه پیامبر هم به تو بیفتد.
از پند عاقلانۀ مردم دلم گرفتبرقع فرو گشای که حیران شود عقول
هوش مصنوعی: از نصیحتهای عاقلانه مردم دلزده شدم، بر veil بگشای که عقاید و اندیشهها حیرتزده شوند.
این نقد جان و این سرناز ار مصرا گریوسف کند بضاعت مزجاه من قبول
هوش مصنوعی: اگر یوسف در این دنیا به من کمک کند و از من حمایت کند، من با تمام وجودم او را قبول میکنم و این نعمت و سرمایه را میپذیرم.
وقت است اگر به داد من بینوا رسیای خضر ره که بار گرانست و من جهول
هوش مصنوعی: زمانی است که اگر بخواهی به کمک من بیایی، ای خضرِ راه، که بار سنگینی بر دوش دارم و من در نادانی غرق هستم.