شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و دردناک شاعر نسبت به معشوق است. شاعر در مصیبت جدایی و غمهای ناشی از آن، احساسات خود را به تصویر میکشد. او با اشک و خون وضو میگیرد و از سوگند خوردن به سر موی محبوب صحبت میکند که نشاندهندهی وفاداری و وابستگی عمیقش است. شاعر به سختیهای صبر و تحمل در برابر زیبایی و جلوههای معشوق اشاره میکند و از حضور او در زندگیاش به عنوان مایه آرامش یاد میکند. همچنین، او ناامیدی و درد ناشی از دوری را با تصاویری زیبا و غمانگیز توصیف میکند و از معشوق میخواهد به وضعیت او توجهی کند. در نهایت، او نسبت به رقیبش نیز گلهمند است و حسرت و انتظارش را برای دیدار معشوق ابراز میکند.
هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویمکه به سروقت تو چشمیست جدا هر سر مویم
هوش مصنوعی: هر لحظه از یاد تو با چشمانی که از تو دورند، گریه میکنم و موهایم به یاد تو حکم چشمی را دارند که از تو جدا شدهاند.
اشک رنگین نه به خود میرود از دیده به رویمسجده بر روی بتی دارم و خون است وضویم
هوش مصنوعی: اشکهای رنگین از چشمانم به صورت من میریزد. من سجده بر روی بت زیبایی دارم و وضویم از خون است.
به چه سوگند خورم کز تو سر خویش ندارمبه سر موی تو سوگند که سرگشتهٔ اویم
هوش مصنوعی: به چه قسمی میتوانم سوگند یاد کنم که من از تو خسته و دلشکستهام، اما به موی تو سوگند که من همچنان در عشق و شیفتگی تو سرگردان و حیرانم.
نشئه می همه غم زاید و اندوه و ملالتمیفروشان اگر از خاک بسازند سبویم
هوش مصنوعی: شراب هر نوع غم و اندوه و ناراحتی را میزداید، و اگر فروشندگان این شراب از خاک ظرفی بسازند، آن ظرف میتواند همه مشکلات را از بین ببرد.
با حضور تو هر آن بادۀ گلرنگ که خوردمدر فراقت همه خون گشت و برآمد ز گلویم
هوش مصنوعی: با وجود تو، هر بادهای که از گل رنگین نوشیدم، در زمانی که از تو دور هستم، به خون تبدیل شد و از گلویم بیرون آمد.
کس چه سان صبر تواند ز چنین لعبت سیمینتو خود انصاف ده آخر نه من از آهن و رویم
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از زیبایی تو تحمل کرد؟ خودت قضاوت کن، در حالی که من از جنس آهنم و تو چقدر زیبا و دلربا هستی.
گویم آیم شب تاریک سر راه تو گیرمبو که غافل به در آیی و نهی پای به رویم
هوش مصنوعی: میگویم در شب تاریک به سر راهت میآیم و بوی تو را استشمام میکنم، زیرا ممکن است بیخبر از در بیایی و پا روی من بگذاری.
!چشم دارم که یک امشب فلک آهسته خرامیکه به صلح آمده از در صنمِ عربدهجویم
هوش مصنوعی: من امشب انتظار دارم که آسمان با آرامش و نرمی به سمت من بیاید، چرا که به خاطر محبوبی که دیوانهگونه رفتار میکند، به صلح آمده است.
چارهٔ زخم من ای عشق به تدبیر دگر کنکه من آن نافهٔ مشکین نتوانم که ببویم
هوش مصنوعی: ای عشق، برای درمان زخم قلبم تدبیری جدید بیندیش، چرا که من دیگر نمیتوانم عطر خوش آن گل سیاه را استشمام کنم.
گو من آن پایه ندارم که نهی سر به کنارمبه سرم پا نه و پندار که خاک سر کویم
هوش مصنوعی: من آنقدر ارزش و مقام ندارم که سرم را به خاطر کسی خم کنم، اما در خیال خود میپندارم که حتی خاک پای کسی در کوچهام هم احترام و اهمیتی دارد.
کودکان چشم به راهند چه بود آه که چندیبند برداردم از پا صنمِ سلسلهمویم
هوش مصنوعی: کودکان منتظرند که چه پیش خواهد آمد، آه که چه مدت از پاهای من این زنجیر را بردارید ای زیبای زلف دار.
گله از بخل رقیب است در این مسئله نیرّورنه او خود به نهانی نظری داشت به سویم
هوش مصنوعی: شکایت از کینهتوزی حریف در این موضوع است، در حالی که او خود به طور پنهانی نگاهی به من داشته است.