شمارهٔ ۱۱ - قطعه
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به شب اشاره میکند که آرام و به آرامی به بستر او میآید. او دلبری را توصیف میکند که دل و دینش را ربوده است و از او میپرسد که در این شب تار کیست. شاعر متوجه میشود که این دلبری همچون دزدی است که دل او را گرفته و به او میگوید که شب، نماد عشق و زیبایی است. در پایان، دلبری به نزد او میآید و در گوشش میگوید که باید همدیگر را ببوسند.
آمد آهسته شب به بستر مندلبری کافت دل و دین است
هوش مصنوعی: شب به آرامی به سمت من آمده است، محبوبی که هم دل من را برده و هم ایمانم را.
گفتمش کیست که هان که در شب تاراینچنین شب روی نه آئین است
هوش مصنوعی: به او گفتم، کیست که در این شب تاریک اینگونه زیبا نمایان شده؟ این کار در شب درست نیست.
اسم شب ده و گرنه دزد دلینک گواهت کمند پرچین است
هوش مصنوعی: اگر در شب قرار ملاقات داری، مراقب باش، چون ممکن است دلی دزد باشد و گواهی بر وجودش چیزی جز دامهای پیچیدهاش نباشد.
کوی غبغب نهاد بر لب منگفت بر گوش من که ماچین است
هوش مصنوعی: در کوی غبغب، لب من را به اشاره گذاشت و به آرامی در گوشم گفت که بوسهای است.