شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر در خواب خود به زیبایی و جذابیتی خاص اشاره میکند که به دختری با موهای مشکی و چهرهای زیبا تعلق دارد. او آرزو میکند که ای کاش از این خواب بیدار نمیشد. توصیفهایی از گلهای سنبل و غنچه به عنوان نمادهای عشق و زیبایی وجود دارد، و شاعر احساس تشنگی و دلتنگی خود را نسبت به این زیباییها بیان میکند. در پایان، او از ساربان میخواهد که care کند و نگران اشکهایش است که ممکن است باعث مشکل برای شترها شود.
در خواب به کف داشتم این طرهٔ پرتابای کاش که بیدار نمیگشتم از این خواب
هوش مصنوعی: در خواب داشتم این موهای زیبای تو را که ای کاش هرگز از این خواب بیدار نمیشدم.
آن طرّهٔ مشکین تو با سنبل عطشانوان لعل میْآگین تو با غنچهٔ سیراب
هوش مصنوعی: موهای خوشرنگ تو همچون سنبلهای تشنه و لعل لبهای تو به زیبایی غنچههای سیراب است.
از سنبل عطشان تو سیراب دل از خونوز غنچهٔ سیراب تو عطشان لب احباب
هوش مصنوعی: از زیبایی و طراوت تو دل من مانند گیاهی از آب غرق شده است و از شکفتن گلهای تو، لبهای دوستان من نیز تشنه است.
آبم از سر برگذشت ای ساربان محمل بدارترسم از اشکم فروماند شتر را پی در آب
هوش مصنوعی: من به شدت غمگین و پریشان هستم، ای شخص سوار بر شتر، بار را به راه بینداز. نگرانم که اشکهایم مرا بزند و شترم از من دور بماند.