شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. او بیان میکند که دلش از زنجیر مشکلات آزاد است و زلف محبوبش برای او بسیار مهم و حیاتی است. شاعر بر این باور است که حتی اگر محبوبش پیمانش را بشکند، او هنوز به عشقش ادامه خواهد داد. همچنین شاعر به زیبایی ابروهای محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که زمانی برای وصال و گفتن رازهایش به محبوب فراهم کند. این شعر نشاندهندهی دلدادگی و تعهد عمیق شاعر به محبوب است.
دل که آزاد ز زنجیر بلا و محن استتار زلف تو و را رشتۀ جانست و تن است
هوش مصنوعی: دل وقتی از قید رنج و سختیها آزاد شود، همچون تار زلف تو به زندگی و وجود انسان پیوند میخورد.
به سر زلف تو سوگند که پیمان تو مننشکنم گرچه سر زلف تو پیمانشکن است
هوش مصنوعی: به موهای تو قسم میخورم که هرگز به عهد و پیمان تو خیانت نکنم، هرچند که خودِ موهای تو معمولاً وفادار نیستند.
دل خریدار دو ابروی کجت شد آریمشتری میل سوی قوس کند کِش وطن است
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی و جذابیت ابروی کج تو علاقهمند شده است. به راستی، مشتری (دل من) تمایل دارد که به سوی زیبایی تو جلب شود، زیرا تو وطن و خانهی دل من هستی.
مهلتی دردهم ای هجر زمانی که مرارازها با لب آن خسرو شیریندهن است
هوش مصنوعی: ای زمانه، به من فرصتی بده تا در غم فراق او بگذرانم؛ زیرا رازی در دل دارم که با آن خسرو شیرینسخن در میان است.