قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از افراد بد و ستمگر میپردازد و به انسانها سفارش میکند که از بدیها دوری کنند و نیکوکار باشند. شاعر به بندگی و خودپرستی اشاره میکند و میگوید که خواستههای بد به انسان ضرر میزند. همچنین بر اهمیت خرد و دانش تأکید میشود و هشدار میدهد که در جستجوی حقیقت و نیکی باید از ظواهر و ظاهرگرایی دوری کرد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که به دل و نیت خود توجه کنیم و از رنگها و بویهای بیهوده فاصله بگیریم تا به راست و حقیقت برسیم.
بد منشانند زیر گنبد گرداناز بدشان چهر جان پاک بگردان
هوش مصنوعی: بدیگران را در زیر آسمان در نظر نگیرید، زیرا از بدیهای آنها، روح پاک خود را دور کنید.
پای بسی را شکستهاند به نیرنگدست بسی را ببستهاند به دستان
هوش مصنوعی: بسیاری را به ترفند و فریب، به زنجیر کشیدهاند و آزادیشان را گرفتهاند.
تا خر لنگی فتادهاست ز سستیتوسن خود را دواندهاند بمیدان
هوش مصنوعی: از ضعف و کاهلی خودت، اسبها به سرعت به میدان رفتهاند، در حالی که خر لنگی زمینگیر شده است.
جز بدو نیک تو، چرخ میننویسدنیک و بد خویش را تو باش نگهبان
هوش مصنوعی: جز از او، هیچ نیکی و بدی در جهان نوشته نمیشود. تو باید مراقب خودت باشی و نیک و بد خود را حفظ کنی.
گر ستم از بهر خویش مینپسندیعادت کژدم مگیر و پیشهٔ ثعبان
هوش مصنوعی: اگر ظلم و ستم را برای خود نمیپسندی، از رفتار زهرآگین مار و عادتهای خراب آن دوری کن.
چندکنی همچو گرگ، حمله بمردمچند دریشان همی بناخن و دندان
هوش مصنوعی: چرا مثل گرگ به مردم حمله میکنی؟ آیا با دندان و ناخنت به آنها آسیب میزنی؟
دامن خلق خدای را چو بسوزیآتشت افتد به آستین و به دامان
هوش مصنوعی: اگر به سمت آفرینش و زیباییهای خداوند آسیب برسانی، این آتش کار خود را به خودت خواهد رساند و دامن خودت را نیز خواهد سوزاند.
هر چه دهی دهر را، همان دهدت بازخواستهٔ بد نمیخرند جز ارزان
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دنیا بدهی، همان را به تو باز میگرداند. پس از ارائهٔ چیزهای بد، تنها چیزهای ارزان و بیارزش نصیبات میشود.
خواهی اگر راه راست: راه نکوئیخواهی اگر شمع راه: دانش و عرفان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در مسیر درست قرار بگیری، باید نیکی را انتخاب کنی. و اگر به دنبال روشنایی و هدایت هستی، باید به علم و دانش توجه کنی.
کارگران طعنه میزنند به کاهلاهل هنر خنده میکنند به نادان
هوش مصنوعی: کارگران به کاهلها و تنبلها طعنه میزنند و افراد هنرمند به کسی که دانشی ندارد، میخندند.
از خم صباغ روزگار برآیدهر نفسی صد هزار جامهٔ الوان
هوش مصنوعی: هر لحظه از پیچ و خم زندگی، صدها رنگ و طرح جدید به وجود میآید.
غارت عمر تو میکنند به گشتندی مه و اردیبهشت و آذر و آبان
هوش مصنوعی: زمان و فصلها، مثل دی، اردیبهشت، آذر و آبان، در حال گذرند و تو به جای اینکه از عمرت بهره ببری، فقط در حال گشت و گذار در این روزها هستی و عمرت را هدر میدهی.
جز بفنا چهر جان نبینی، ازیراکجان تو زندانیست و جسم تو زندان
هوش مصنوعی: جز در صورت فنا، چهرهی جان را نخواهی دید؛ زیرا جان تو در زندانی گرفتار است و جسم تو همان زندان است.
عالمی و بهرهایت نیست ز دانشرهروی و توشهایت نیست در انبان
هوش مصنوعی: تو دانش و آگاهی داری، اما چیزی از آن بهرهمند نیستی. تو در مسیر علم حرکت میکنی، اما توشهای برای سفر نداری.
تیه خیالت به مقصدی نرساندراهروان راه بردهاند به پایان
هوش مصنوعی: وقتی خیال تو راهنمایی نمیکند، نمیتوانی به مقصد برسی؛ زیرا دیگران راه را طی کرده و به پایان رساندهاند.
کشتی اخلاص ما نداشت شراعیور نه بدریا نه موج بود و نه طوفان
هوش مصنوعی: کشتی جان ما که با اخلاص ساخته شده، نه قوانین و معیارهایی دارد؛ وگرنه در دریا نه موجی بود و نه طوفانی.
کعبهٔ نیکی است دل، ببین که براهشجز طمع و حرص چیست خار مغیلان
هوش مصنوعی: دل، محل نیکی و خوبی است، اما ببینیم چه چیزهایی به آن آسیب میزنند؛ تنها طمع و حرص مانند خار مغیلان به آن ضربه میزنند.
بندگی خود مکن که خویش پرستیکرده بسی پاکدل فریشته، شیطان
هوش مصنوعی: به خودت توجه نداشته باش و به پرستش خود مغرور نباش. کسانی که دل پاکی دارند، بسیاری از آنها فریب شیطان را خوردهاند.
تا تو شدی خرد، آز یافت بزرگیتا تو شدی دیو، دیو گشت سلیمان
هوش مصنوعی: وقتی تو خردمند و آگاه شدی، به اندازهای بزرگ و مهم شدی که قدرتی عظیم پیدا کردی. و زمانی که دچار نادانی و ضعف شدی، حتی سلیمان هم تحت تسلط و کنترل تو درآمد.
راهنمائی چه سود در ره باطلدیبهٔ چینی چه سود در تن بیجان
هوش مصنوعی: راهنمایی در مسیر نادرست فایدهای ندارد و پوشش زیبا در جسمی بیجان هیچ کاربردی ندارد.
نفس تو زنگی شد و سپید نگرددصد ره اگر شوئیش بچشمهٔ حیوان
هوش مصنوعی: نفس تو به شدت تیره و آلوده شده و حتی اگر صد بار هم آن را بشویی، باز هم سفید و پاک نمیشود.
راستی از وی مجوی زانکه نرویدهیچگه از شورهزار لاله و ریحان
هوش مصنوعی: به حقیقت از او توقع نداشته باش؛ زیرا از زمینهای بیثمر و خشک، نه لالهای میروید و نه ریحانی.
بار لئیمان مکش ز بهر جوی زرخدمت دونان مکن برای یکی نان
هوش مصنوعی: کار زشت و ناپسند را برای به دست آوردن ثروت و نفع مادی انجام نده و به خاطر به دست آوردن لقمهای نان، به کارهای نادرست و ناپسند آغشته نشو.
گنج حقیقت بجوی و پیلهوری کناهل هنر باش و پوش جامهٔ خلقان
هوش مصنوعی: به دنبال حقیقت باش و تلاش کن تا در هنر مهارت پیدا کنی و مانند مردم عادی زندگی کن.
روز سعادت ز شب چگونه شناسدآنکه ز خورشید شد چو شبپره پنهان
هوش مصنوعی: روز خوشبختی را شب چگونه میشناسد، کسی که مانند شبپرۀ پنهان از خورشید دور مانده است.
دور شو از رنگ و بوی بیهده، پرویناز در معنی درای، نز در عنوان
هوش مصنوعی: از چیزهای بیهوده و سطحی دوری کن و به عمق و معنی واقعی زندگی توجه کن. به جای اینکه به ظاهر و نامها اهمیت دهی، به محتوای درونی و معنای عمیق بپرداز.