شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقش میپردازد و از قامت و حرکات او شگفتزده است. او میگوید که زیبایی معشوق به قدری خیرهکننده است که قیامت را به یاد میآورد. شاعر از معشوق میخواهد که به سوی مسجد برود و به زیباییاش ادامه دهد. همچنین او به عبث بودن ندامت و پشیمانی در عشق اشاره میکند و از عشقش به معشوق میگوید که از ابتدا در سرنوشتش رقم خورده است. در نهایت، شاعر از غم و شکستهای خود میگوید که به خاطر عشق او بوده است.
ای از صفات گشته هویدا همه صفاتذات خجستهات شده مرآت بهر ذات
هوش مصنوعی: تو که تمام ویژگیهای با شکوه و نیکویت به وضوح نمایان است، یک آینهای برای نشان دادن ذات پاک و عالیات شدهای.
نزدیک شد که دعوی پیغمبری کنیکز خط کتاب داری و از غمزه معجزات
هوش مصنوعی: به زودی میخواهی ادعای پیامبری کنی، در حالی که فقط خطوط کتاب را میدانی و از زیباییهای معجزات خبری نداری.
یک بوسهای ز وجه، زکاتم نمیدهی؟گویا که فرض نیست به شرع شما زکات
هوش مصنوعی: آیا یک بوسه از چهرهام را نمیتوانی بدهی؟ به نظر میرسد که در دین شما زکات لازم نیست.
نی نی مرا چه حد که چنین آرزو کنم؟بر چرخ سر زنم که زنم بوسه نقش پات
هوش مصنوعی: من چه اندازه آرزو دارم که به تو برسم! در آرزوی آن هستم که سرم را به آسمان بزنم تا بتوانم بوسهای به نقش پای تو بزنم.
دیگر برات آتش دوزخ چه حاجتستما را همین بس است که مردیم از برات
هوش مصنوعی: دیگر نیازی به آتش جهنم برای ما نیست، همین برای ما کافی است که از عذاب تو مردیم.
دایم به رهگذار تو اسرار امیدوارای پیک نیک پی بده از محنتم نجات
هوش مصنوعی: همواره به راه تو رازها را با امید بیان کن، ای پیامآور خوشبختی، از مشکلاتم مرا رهایی بخش.