شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس تنهایی و دوری از معشوق سخن میگوید و به علاقه و محبت عمیق خود اشاره میکند. او در بیان میکند که بدون معشوقش هیچ آرامشی ندارد و یادآور میشود که دیگران نیز مانند او برای معشوق خود غمگین هستند. شاعر به عهد و پیمان محبتش اشاره میکند که هنوز برقرار است، حتی اگر معشوق به وعدههایش عمل نکرده باشد. همچنین، او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل خود سخن میگوید و در نهایت، از انتظار و longing خود برای معشوق میگوید، حتی در شرایط درد و رنج.
خرامد از برم آن قد و قامتعجب گردین و دل ماند سلامت
هوش مصنوعی: دختر زیبایی با قد و قامت خاصش آرام و با وقار از کنار من میگذرد و دل مرا تحت تأثیر قرار میدهد.
چه نسبت با قیامت قامتت راکه خیزد از قیامت صد قیامت
هوش مصنوعی: چه ارتباطی با قیامت دارد قامت تو که از آن قیامتها به پا میخیزد و دنیایی از تحولات را به وجود میآورد؟
سوی مسجد خرام ای بت که زاهدبطاق ابرویت بندد اقامت
هوش مصنوعی: به سوی مسجد برو ای معشوق، چراکه زاهد به خاطر زیبایی ابرویت تصمیم به ماندن گرفته است.
وفا کن زانکه چون دی شد بهارتنمیبخشد دگر سودی ندامت
هوش مصنوعی: به کسی که به او محبت کردهای وفا کن، زیرا اگر زمانی به او بیوفایی کنی، دیگر بهاری برایت نخواهد بود و پشیمانی فایدهای ندارد.
چه باشد ای مسیحادم که یکدمببالین آئی از روی کرامت
هوش مصنوعی: ای مسیحا، چه چیز میتواند باشد که یک لحظه بر بالینم بیایی و نشان دهی از بزرگواری و کرامت خودت؟
بعشقش در ازل خاکم سرشتندملامت گر کنی چندم ملامت
هوش مصنوعی: عشق او باعث شد که از ابتدا وجودم از خاک ساخته شود. اگر از من انتقاد کنی، چندان اهمیت ندارد.
سرشک سرخ و رنگ زرد اسرارسیه روزی ما را شد علامت
هوش مصنوعی: اشکهای سرخ و رنگ زرد، نشانهای شدند از رازهای مشکلات و دشواریهای روزگار ما.