شمارهٔ ۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع وفاداری و جدایی از محبوب میپردازد. شاعر از احساساتش در برابر معشوقی که او را رها کرده، صحبت میکند و به یاد میآورد که اگرچه او دور شده، اما وفا و پایبندی بر او گذشته است. او از زیباییها و غمهای عشق میگوید و به طور خاص به بیوفایی یار اشاره میکند. شاعر به درد و رنجی که از جدایی احساس میکند، و همچنین به راز و رمزهای عشق اشاره دارد و این که هیچکس یار او نیست. در کل، شعر بیانگر ناتوانی در دستیابی به عشق و احساس زجر در این مسیر است.
آنشوخ که با ما بسر کینه وری بوداستاد فلک در فن بیدادگردی بود
هوش مصنوعی: شخصی که با ما دشمنی میکند، در واقع استاد و ماهر در ظلم و ستم است.
کز نوخطش انگیخت بسی فتنه به عالمنبود عجبی آفت دور قمری بود
هوش مصنوعی: به خاطر نوشتن زیبا و خط دلنشینش، در دنیا و در دلها شور و شوق بسیار به وجود آورد. جای تعجب نیست که این تأثیر، ناشی از تأثیرات ویژهای بود که در زمان خاصی به وجود آمده بود.
گفتی که بود سر و سهی چون قد دلبربر سر و کجا دستهٔ گلبرگ طری بود
هوش مصنوعی: تو گفتی که سر و قامت زیبا چون قد دلبر است، و از طرفی کجا میتوان دستهگلهایی را یافت که خوشبو و لطیف باشند؟
دارد به لبش نسبتی از لعل کی او رااعجاز مسیحی و کلام شکری بود
هوش مصنوعی: لب او رنگی شبیه به لعل دارد که این موضوع به اندازه معجزه مسیحی و سخن شکرآمیز است.
در طرف چمن دعوی همچشمی نرگسبا چشم سیه مست تو از بی بصری بود
هوش مصنوعی: در چمن، نرگس به خاطر نداشتن بینش، ادعای رقابت با چشمان زیبای تو را میکند.
تنها نه همین پردهٔ ما را بدرد عشقآئین محبت ز ازل پرده دری بود
هوش مصنوعی: تنها همین پردهای که ما داریم به عشق دچار شده، بلکه از آغازین روزگار، عشق و محبت همیشه وجود داشته و این پردهای که ما در آن هستیم، فقط نمایانگر آن است.
هر علم که در مدرسه آموخته بودمجز عشق تو بیحاصلی و بی ثمری بود
هوش مصنوعی: تمامی دانشی که در مدرسه کسب کرده بودم، جز عشق تو برایم هیچ فایدهای نداشت و بیثمر بود.
بر فرق نهیم این نمدین تاج که ما رادر ملک جنون داعیهٔ تاجوری بود
هوش مصنوعی: ما بر سر میگذاریم این تاج نرم و نمدی را، چرا که ما در دنیای جنون، ادعای سلطنت داریم.
از ملک ازل سوی ابدرخت کشیدمآری چکنم قسمت من در بدری بود
هوش مصنوعی: من از آغاز آفرینش به سوی درخت ابریشم رفتم، البته چه کنم که سرنوشتم به بدبختی و مشکلات منتهی شده است.
شهری پر از آیینهٔ الوان نگریدماسرار بهر آینه در جلوهگری بود
هوش مصنوعی: به شهری پر از آیینههای رنگارنگ نگاه کردم و در آنجا رازهایی را دیدم که به خاطر جلوهگری آینهها فاش شده بود.