شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انتظار و امیدواری خود برای جلب توجه معشوق اشاره میکند. او به این موضوع میاندیشد که اگر آسمان یک مدت کمی از خواسته خود دست بکشد، شاید معشوق نگاهی به او کند. شاعر در عشق خود به اندازهای مشتاق است که حتی اگر درد و رنجی از طرف معشوق ببیند، آن را به عنوان درمانی برای دلش میپذیرد. او همچنین به زیبایی لبهای معشوق اشاره میکند و میگوید اگر این لبها نتوانند آرزوی او را برآورده کنند، نسیم بهاری میتواند این کار را انجام دهد. در نهایت، اشارهای به بلبل میکند که همواره در جستجوی رازهای عشق است و به یاد معشوق در هر جایی پر میزند.
گل رنگ نگار ما نداردبوی خوش یار ما ندارد
هوش مصنوعی: گل زیبای معشوق ما بویی خوش ندارد، و یار ما هم بویی از عشق ندارد.
زیباست چمن ولی صفائیبی لاله عذار ما ندارد
هوش مصنوعی: چمن زیباست، اما بدون لالهها، زیباییاش برای ما ارزشی ندارد.
در در صدف نگوئی این بحرچون دُر کنار ما ندارد
هوش مصنوعی: در درون صدف نمیتوانی بگویی که این دریا مانند مروارید در کنار ما نیست.
نغز است ربیع و لیک آنیچون تازه بهار ما ندارد
هوش مصنوعی: بهار زیبا و دلنواز است، اما مثل اینکه بهار ما دیگر تازگی و شادابی ندارد.
گل سر بکمند او نهادهاو میل شکار ما ندارد
هوش مصنوعی: گل سر به کمند او افتاده و او تمایل به شکار ما ندارد.
عمری است که از برش پیامیپیکی بدیار ما ندارد
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از او خبری نداریم و پیامی به ما نرسیده است.
اسرار ز دست شد دل و یارفکر دل زار ما ندارد
هوش مصنوعی: دل ما دیگر نتوانست رازها را نگه دارد و معشوق هم از فکر و حال دل زار ما بیخبر است.