شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زندگی است. شاعر میگوید که اگر از طرف معشوقش بادهای به او داده شود، احساس آزادی و شادی خواهد کرد و غمهایش از بین میرود. او به عشقش اشاره میکند که تنها با یاد آن دلی شاد و خرم میشود. همچنین، شاعر به زیبایی و دلانگیزی عشق اشاره میکند و بیان میکند که هیچ ترسی از فنا و زوال ندارد، زیرا شور و شوق عشق او را زنده نگه میدارد. در نهایت، شاعر از زیبایی لحظههای شادابی که عشق به او داده، شگفتزده است.
گر باده دهد بر باد مرااز غم بکند آزاد مرا
هوش مصنوعی: اگر شراب به من بدهند، مرا از غمهای زندگی رها میکند و آزاد میسازد.
آن دل که بود از باده خرابخوشتر ز هزار آباد مرا
هوش مصنوعی: دلِ مست و خراب، به مراتب از هزاران سرزمین آباد، برای من دلپذیرتر است.
ای شاخۀ شمشاد از غم توشادم چه نخواهی شاد مرا
هوش مصنوعی: ای شاخه شمشاد، من از اندوه تو خوشحالم، هرچند تو هیچ علاقهای به شادی من نداری.
ای شاه قلمرو دل چه خوشستبیداد ترا، فریاد مرا
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که دلها را در اختیار داری، چقدر خوب است که ظلم تو بر من فریاد میزند.
سودای تو شیرۀ جان منستبا عشق تو مادر زاد مرا
هوش مصنوعی: عشق و آرزوی تو تمام وجودم را پر کرده است و وابستگی به تو برای من به اندازهای عمیق و طبیعی است که گویی از بدو تولد با آن همراه بودهام.
بیمی نکنم از سیل فناگر بر کند از بنیاد مرا
هوش مصنوعی: من از ویرانی و نابودی نمیترسم اگرچه که ممکن است موجب از بین رفتن من شود.
من مفتقرم کاین شور و نواآن غنچۀ خندان داد مرا
هوش مصنوعی: من بینیاز نیستم که این زیبایی و شادی را به من داده است.