شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و دلباختگی صحبت میکند و احوالات عشقورزیدن را به تصویر میکشد. شاعر با اشاره به عشق ازلی و بیپایان، ابراز میکند که در این عشق به نوعی دیوانه شده و از هر گونه نصیحت فاصله گرفته است. او به زیبایی به حال و هوای بهار و دلبریهای بلبل در باغ اشاره میکند و از سکوتی که بر دستان او حاکم شده، میگوید. شاعر به ساقی و بزم حریفان اشاره میکند و در این میان، عشقش را به محبوبش با قدرت بیان میکند. او با امید به دیدار محبوبش، دلنگرانیهایی دارد و در عین حال بر این باور است که در عشق به محبوب، نباید به عیبها توجه کرد. در نهایت، او از محبت و بخشش مولایش به خود سخن میگوید و امیدوار است که آن عشق او را تحت پوشش قرار دهد.
چون خم عشق ازل تا به ابد میجوشمبادهٔ خانگی از خون جگر مینوشم
هوش مصنوعی: من مانند چشمهای که از عشق جاودان به جوش میآید، همیشه سرشار از احساسات و اشتیاق هستم و از خوشیها و دردهای زندگی مانند شراب خانگی، لذت میبرم.
بگشا چهره مگر مشکل ما بگشاییورنه من بر حسب همّت خود میکوشم
هوش مصنوعی: چهرهات را برایم آشکار کن تا شاید بتوانی مشکل مرا حل کنی، در غیر این صورت من به تلاشم بر اساس شایستگی خود ادامه میدهم.
تا که چشمم به تو افتاد دل از کف دادمپند صاحبدل از این پس نرود در گوشم
هوش مصنوعی: وقتی که به تو نگاه کردم، قلبم را از دست دادم و دیگر هیچ نصیحتی از کسی نمیتواند در ذهنم بماند.
نوبهار آمد و بلبل به تمتع در باغمن که دستان توام از چه چنین خاموشم
هوش مصنوعی: بهار تازه فرا رسیده و بلبل در باغ من از زیباییها لذت میبرد، اما من نمیدانم چرا دستهایم اینقدر ساکت و بیحرکت هستند.
ساقی بزم حریفان شده یارم چهکنمبرده هوشم ز سر آن نغمۀ نوشانوشم
هوش مصنوعی: ای ساقی، که در میانساری به دوستانم پیوستهای، چه کاری از من برمیآید؟ نغمهٔ خوش تو آنقدر دلانگیز است که هوش و حواسم را از من گرفته است.
دوشم از بادهفروش آمده این طرفه سروشکه ترا من به دو گیتی به خدا نفروشم
هوش مصنوعی: دیشب پیامی زیبا از بادهفروش به من رسید که میگوید من هیچگاه تو را در این دنیا و آن دنیا حتی به خدا هم نمیفروشم.
گر بیایی تو بهر گام بیایی کامیور ببینم ز تو عیبی به کرم میپوشم
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی برای یک قدم هم که شده بیایی، خوشبختی را با خود میآوری. اما اگر عیبهایی در تو ببینم، به مهربانی خود آنها را میپوشانم.
مفتقر بندهنوازی عجب از مولی نیستدارم امید کشم غاشیهاش بر دوشم
هوش مصنوعی: چرا باید از لطف و محبت آقایم شگفتزده شوم، وقتی که من کسی نیازمند و در مضیقه هستم؟ من امیدوارم که او بار گران زندگی را بر دوش من بگذارد و به من کمک کند.