شمارهٔ ۱۱۳
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به عشق و کوشش برای وصال میپردازد. شاعر به دوست خود توصیه میکند که برغم سختیها و نصیحتها، به دنبال عشق حقیقی باشد و از ترس رنجها و فراقها نباید دست بکشد. او همچنین به اهمیت فداکاری و از خودگذشتگی در عشق اشاره میکند و یادآوری میکند که باید از مادیات و ظواهر دنیوی فاصله گرفت. در نهایت، او بر پیروی از خداوند و زندگی معنادار تأکید میکند.
اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویانبدهم به مژدگانی سر و جان به مژدهگویان
هوش مصنوعی: اگر وارد خانهام شوی، چه خوشبختیهای خوبی برایت به عنوان پاداش میآورم و سر و جانم را به مژدهدهندگان تقدیم میکنم.
تو اگرچه ناگزیری ز نصیحت من ای دوستنبود مرا گریزی ز کمند مشگمویان
هوش مصنوعی: ای دوست، هرچند که چارهای جز شنیدن نصیحت من نداری، اما برای من فرار از دست افرادی که دروغین و فریبکارند، ممکن نیست.
نه عجب از آنکه انگشت نمای خلق گرددشده هر که شهرۀ شهر به عشق ماهرویان
هوش مصنوعی: این جای تعجب نیست که هر کسی که عاشق زیباییهای ماهروها شود، در نظر مردم جلب توجه و شهرت پیدا کند.
من اگر بسر بپویم ره عشق را به همتخجلم ز جان نثاری و ز رسم راه پویان
هوش مصنوعی: اگر در پی عشق بروم، با تمام وجودم و به خاطر آنچه میخواهم، جانم را فدای این راه میکنم و آنچه را که در مسیر عاشقان هست، دنبال میکنم.
به امید وصل، مردانه بکوش تا بمیرینه که چون زنان نشینی ز غم فراق، مویان
با امید به رسیدن به معشوق، با تمام قدرت تلاش کن تا بمیری، نه اینکه مانند زنان به خاطر غم جدایی نشینی و تنها به گریه و افسوس بپردازی.
نه همین چه شمع بگدازی و با غمش بسازیسزد آنکه سر ببازی به هوای لاله بویان
هوش مصنوعی: نه فقط این که مانند شمع بسوزی و با غم او مدارا کنی، بلکه سزاوارتر این است که جانت را فدای زیبایی گلهای سرخ کنی.
بگذر ز جامۀ تن چه پلید شد بیفکنکه نمی سزد نشستن به امید جامه شویان
هوش مصنوعی: از لباس تن بگذر، چون آلوده شده است. آن را کنار بگذار، زیرا نشستن به انتظار پاک شدن آن، ارزش ندارد.
ز پی تو مفتقر جست ز جوی زندگانیکه برد نصیبی از پیروی خدای جویان
هوش مصنوعی: به خاطر تو، در جستجوی زندگی و خوشبختی هستم، چرا که تنها کسانی که پیرو خداوند هستند میتوانند بهرهای از این راه به دست آورند.