شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و شیدایی خود نسبت به محبوب سخن میگوید. او میفرماید که ما مست و شیدای باده نیستیم، بلکه به خاطر زیبایی چشمان محبوب مستیم. شاعر به عشق خود افتخار میکند و اذعان میدارد که همه چیز را به خاطر محبوب از دست داده و در غم او زندگی میکند. او همچنین به قدرت و تأثیر عواطف محبوب اشاره کرده و از او میخواهد که او را ترک نکند. در انتها، شاعر از محبوب دعوت میکند تا او را از مشکلات و گرفتاریهای طبیعی رها کند و به حقیقت برساند.
مائیم مست باده روز الست تونی بلکه مست غمزۀ چشمان مست تو
هوش مصنوعی: ما در حال نوشیدن شراب روز الست هستیم، اما نه به خاطر آن شراب، بلکه به خاطر ناز و دلربایی نگاههای خمار تو.
ما کرده ایم سینه سپر تیغ عشق رانی بلکه دیده را هدف تیر شست تو
هوش مصنوعی: ما در برابر عشق آمادهایم و آمادهایم که با آن روبرو شویم؛ هدف ما فقط تیغ عشق نیست، بلکه نگاه توست که مانند تیر به قلبمان فرود میآید.
ما داده ایم سلسلۀ اختیار رانی بلکه رشتۀ دل و دین را بدست تو
هوش مصنوعی: ما اختیار را به تو دادهایم، اما نه به معنای آزادی کامل بلکه برای اینکه دل و ایمان خود را در دستان تو قرار دهیم.
ما بنده ایم و بستۀ غم توایمیا رب مرا مباد جدائی ز بست تو
هوش مصنوعی: ما غلامان و اسیران غم تو هستیم، خدایا، مبادا که از بند تو جدا شویم.
ما دل شکسته ایم شکستن چه حاجت استهر چند هست عین درستی شکست تو
هوش مصنوعی: ما قلبهامان شکسته است و نیازی به شکستن بیشتر نیست؛ حتی اگر تو همچنان بر این باور باشی که شکستهای، حقیقت این است که ما همواره در دلمان درد را احساس میکنیم.
برخیز ای دلیل دل رهروان که ماسرگشته ایم در ره عشق از نشست تو
هوش مصنوعی: ای دلیل دلهای وامانده، برخیز؛ چرا که ما در مسیر عشق دچار سردرگمی شدهایم و از نشستن تو رنج میبریم.
ما را ز خوی دیو طبیعت نجات دهای جان فدای روح حقیقت پرست تو
هوش مصنوعی: ای کاش ما را از چنگال طبیعت و ویژگیهای دیوانهوار آن رهایی بخشی، جانم فدای روحی که به حقیقت عشق میورزد.
عرض نیاز در بر سرو بلند نازکی مفتقر رسا است به بالای پست تو
هوش مصنوعی: به در خواستن و نیازمندی در برابر زیبایی و قامت بلند کسی که دل را میلرزاند، چه جای پرواست برای کسی که به پاهای کوتاه و بیمقدار خود محتاج است.