شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و علاقه شدید خود به معشوقش میپردازد. او با افتخار و ارادت از زیباییها و جذابیتهای معشوقش سخن میگوید و تأکید میکند که سالها به او نزدیک شده و از دیگران روی برگردانده است. عشق او به معشوقش آنقدر عمیق است که حتی به هویت او وابسته شده و در پی یافتن آرامش و معنا در زندگی خود، تنها به یاد و وجود معشوقش پناه برده است. این عشق و اشتیاق به حدی است که تمامی هستیاش را تحت تأثیر قرار داده و به زیباییهای او در بهشت و طبیعت اشاره میکند. در نهایت، شاعر از بودن در کنار معشوق و جستجو برای اتصال به او سخن میگوید.
آبرومندم به عشق روی توسرفرازم در هوای کوی تو
هوش مصنوعی: عاشق توام و به خاطر عشق تو همیشه سر بلند و با عزت هستم، در فضایی که متعلق به توست.
رفرفم را تا به او ادنی رساندقاب قوسین خم ابروی تو
هوش مصنوعی: بادبانم را به سوی او میکشم تا مرا به نزدیکی تو برساند، در حالی که قوس ابروی تو مانند دو قوس نزدیک به هم است.
من نیم بیگانه از خویشم مرانسالها خو کرده ام با خوی تو
هوش مصنوعی: من از خودم بیگانه نیستم، مرا دور نکن. سالهاست که به ذات تو عادت کردهام.
ماسوا را پشت سر افکنده امتا که دیدم روی دل را سوی تو
هوش مصنوعی: تمامی چیزهای غیر از تو را کنار گذاشتهام تا وقتی که چهرهات را دیدم، دلسپردگیام به سوی تو آغاز شود.
بر جبینم نقش عشق خال تستدر مسلمانی شدم هندوی تو
هوش مصنوعی: عشق تو در وجودم به وضوح نمایان است و به خاطر آن به ایمان و دینی دیگر پیوستهام، همانطور که هندوئی به عشق میپردازد.
سینۀ زارم نشان تیر تستآفرین بر شست و بر بازوی تو
هوش مصنوعی: دل شکستهام نشانهٔ تیر شوق توست. به دستان و بازوی تو آفرین میگویم.
از بهشت عنبرین خوشبوتر استگلشن حانم بیاد بوی تو
هوش مصنوعی: باغ خانهام به بوی تو خوشتر از بهشت معطر است.
رشک سینا شد فضای سینه اماز فروغ غرۀ نیکوی تو
هوش مصنوعی: سینهام از نور زیبایی تو پر شده و حسادت به کوه طور (جایی که حضرت موسی با خداوند صحبت کرد) را در دل دارم.
دل زهرآشفتگی آزاد شدتا که شد در حلقۀ گیسوی تو
هوش مصنوعی: دل از اضطراب و آشفتگی رهایی یافت تا اینکه در گیسوی تو گرفتار شد.
آن زمان جستم ز جوی زندگیچون شدم در جستجوی جوی تو
هوش مصنوعی: وقتی از جریانات زندگی کنار کشیدم و به دنبالت گشتم، متوجه شدم که جوی وجود تو را دنبال میکنم.
مفتقر سرگشتۀ چوگان تستسر چه باشد تا بگردد گوی تو؟
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگی دچار فقر و بیپناهی است، مانند کسی است که در زمین بازی چوگان سرگردان میشود. حالا چه انتظاری میتوان داشت که او بتواند بر گوی بازی تسلط پیدا کند؟