شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: این شعر احساس عمیق عشق و جدایی را بیان میکند. شاعر از یاد و خاطره معشوقش صحبت میکند که هرگز از دلش نمیرود. علیرغم ویرانی که غم این عشق در زندگیاش به وجود آورده، عشق و خاطرات معشوق او را رها نمیکنند. حتی درد و رنجی که از این عشق میکشد، ذرهای از عشقش کم نمیکند و لذتهایی که از وصال معشوق چشیده، همیشه در قلب او باقی میماند.
رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفتنقش خیال روی تو از پیش من نرفت
هوش مصنوعی: تو رفتی و اما در دل من هیچ نشانهای از یاد تو پاک نشد. تصویر چهرهات از ذهنم هرگز محو نگردید.
ملک وجود من ز غمت گرچه شد خرابسلطان عشقت از دل درویش من نرفت
هوش مصنوعی: وجود من به خاطر غم تو ویران شده است، اما عشق تو از دل انسان بیزرنگ من رفته است.
در دور عشق روی تو ای ماهرو نماندنیش غمی که بر جگر ریش من نرفت
هوش مصنوعی: در سایه عشق تو دیگر غمی نمانده است که بر دل و جانم تأثیر بگذارد.
این میکشد مرا که دل بی وفای توجز بر مراد خصم بداندیش من نرفت
هوش مصنوعی: این دل ناپایدار تو، مرا به شدت آزار میدهد، زیرا هیچگاه به خواستهام توجه نکرد و فقط به خواستههای دشمن بدگمانم پاسخ میدهد.
تا جرعه ای حسین ز جام تو نوش کردآن ذوق هرگز از دل بیخویش من نرفت
هوش مصنوعی: زمانی که جرعهای از جمال حسین نوشیدم، شور و شوق آن همیشه در دل من باقی ماند و هرگز فراموش نشد.