شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به احساس اندوه و فقدان اشاره دارد و شاعر از رفتن یاران و دوستان نازنینش سخن میگوید. او به این نتیجه میرسد که باید از دنیای پر تلاطم دوری کند و به گوشهای آرام برود، زیرا همدمان وفادارش رفتهاند. دل شکسته و غمهای او مزید بر علت شده که هرچند زیباییهایی در عالم وجود دارد، اما فقدان عزیزان بسیار دردناک است. شاعر همچنین نسبت به بیاعتباری هنر و دانش در دنیای امروز lament میکند و به این نکته تأکید میکند که زمانی ارزش دین و ایمان کمرنگ شده که افراد برجسته و آگاه از آن رفتهاند. در نهایت، او بر در انتظار حسین سوگوار است و فقدان محرمان یقین را حسرت میزند.
دلا بنال که یاران نازنین رفتندبغم نشین که رفیقان بیقرین رفتند
هوش مصنوعی: عزیز دل، به اندوه بنشین و زاری کن که دوستان نازنینت دیگر در کنار تو نیستند و رفیقانت که همیشه آرامشبخش بودند، رفتند و جای خالیشان حس میشود.
باهل دهر میامیز و گوشه ای بنشینکه همدمان وفاپیشه گزین رفتند
هوش مصنوعی: با زمانه معاشرت نکن و در گوشهای آرامش پیدا کن، زیرا دوستان واقعی و وفادار از کنارت رفتهاند.
دل شکسته ما را بر آتش افکندنداگر چه خود بسوی روضه برین رفتند
هوش مصنوعی: دل شکسته ما را به حال خود رها کردند و به سمت بهشت رفتند، انگار که هیچ چیزی ما را نگران نمیکند.
سهی و گل ز زمین میدمد ولیک دریغز گلرخان سهی قد که در زمین رفتند
هوش مصنوعی: گل و سهی، زیباییهای طبیعت را نشان میدهند که دوباره شکوفا میشوند، اما افسوس که زیبایی و لطافت فرشتگان و دلربایانی که در دنیای ما بودند، دیگر در میان ما نیستند.
هنر مجوی که بازار فضل رایج نیستاز آن جهت که بزرگان خورده بین رفتند
هوش مصنوعی: به دنبال هنر و فضیلت نباشید، زیرا در حال حاضر ارزش و اهمیتی ندارد. این وضعیت به خاطر آن است که افراد بزرگ و صاحب نظر به تدریج از بین رفتهاند.
عجب مدار که گر نقد دین شود کاسدکه نافذان جواهرشناس دین رفتند
هوش مصنوعی: تعجب نکن که اگر در زمانهای ارزش دین کم شود، زیرا افرادی که شناخت عمیق و درستی از آن داشتند، دیگر در میان ما نیستند.
بسوز بر در حرمان در انتظار حسینکه محرمان سراپرده یقین رفتند
هوش مصنوعی: باید در غم و اندوه درب خانه انتظار حسین بسوزیم، چرا که کسانی که به حقیقت و یقین دست یافته بودند، دیگر در این دنیا نیستند.