شمارهٔ ۱۱۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر از زیبایی معشوق خود میگوید و ابراز میکند که چقدر دیدن او برایش مهم و شادیآور است. او میگوید که هیچ کس نمیتواند زیبایی او را تشخیص دهد و عاشقانه به او مینگرد. همچنین بر اثر عشق، دلش به نوعی خرابه ویران شده و مانند کعبهای است که دوباره شکوه آن بازگشته است. شاعر از معشوقش میخواهد که به او شرابی بدهد تا غم و خمار عشق را فراموش کند. در انتها، آمادهگی خود را برای فداکاری در راه عشق نشان میدهد.
زهی بوعده وصل تو جان ما مسروربیا که چشم بد از تو همیشه بادا دور
هوش مصنوعی: ای کاش که وعدهٔ پیشت آمدن تو، روح ما را شاد کند. بیا که همیشه چشمِ بد از تو دور باشد.
چگونه دیده بدوزم ز منظرت که ندیدنظر نظیر تو در کائنات یک منظور
هوش مصنوعی: چطور میتوانم چشمی برای نظاره تو بسازم، در حالی که در تمام جهان، مانند تو هیچ چیز دیگری وجود ندارد که بتوان به آن نگریست؟
کسی که طلعت حسن عذار عذرا دیدبود هر آینه وامق به پیش او معذور
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی چهرهی معشوق را ببیند، برای او به نوعی معذور و بخشوده است.
بدور باده چشانی چشم مخمورتچگونه مستی ارباب دل بود مستور
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که چشم مست تو از شراب دور بماند، در حالی که دل صاحب دل به شدت در حال مستی است و در گمنامی به سر میبرد؟
از آن خم آر شرابی برای دفع خمارروا بود چو تو ساقی و ما چنین مخمور
هوش مصنوعی: از آن پیاله شرابی بیاور تا خمار و کسالت را برطرف کند، زیرا وقتی تو ساقی هستی و ما اینگونه مستیم، جایز است.
مثال کعبه و مانند بیت معمور استخرابه دل ما چون بعشق شد معمور
هوش مصنوعی: دل ما مانند یک خرابه است که با عشق آباد و زیبا شده، مثل کعبه که یک مکان مقدس و پراهمیت است.
چگونه کنه جمال ترا کند ادراکاگر دو دیده ز دیدار تو نیابد نور
هوش مصنوعی: چگونه میتواند زیبایی تو درک شود، اگر دو چشم نتوانند از دیدن تو روشنی بگیرند؟
چو مردن از پی تو بخت پایدار آمدز پای دار نترسد حسینی منصور
هوش مصنوعی: وقتی که مرگ به خاطر تو نزدیک میشود، شجاعت و توانایی به ما این اجازه را میدهد که از مشکلات نترسیم، مانند حسینی که از سختیها در راه هدفش نمیهراسید.