شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به معشوقهای خطاب میکند و از او میپرسد که آیا از دردها و غمهای او و دیگر عاشقان باخبر است یا نه. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که او تنها در جفا و بیوفایی است، بنابراین آیا از قواعد دوستی و وفا چیزی میداند؟ شاعر بیان میکند که اگر روزی او بخواهد یاری کند، آیا از طعنهها و سرزنشهای دشمنانش آگاه است؟ و در پایان، به حسین اشاره میکند که از درد و غم خود انس میگیرد و برایش شادی و دارویی لازم نیست. این شعر به نوعی به احساس درد و غم عاشقان و بیتوجهی معشوق در برابر آنها اشاره دارد.
ترا ز حال من زار مبتلا چه خبرکه شاه را ز غم و درد هر گدا چه خبر
هوش مصنوعی: تو از حال زار و رنج من چه میدانی، در حالی که حتی یک درویش هم از درد و غم شاه باخبر نیست.
تو نازنین جهانی و ناز پروردهترا ز سوز درون و نیاز ما چه خبر
هوش مصنوعی: تو زیبای جهانی و به دلخواه تربیت شدهای، اما آیا از درون ما که در سوز و نیاز به تو هستیم، خبر داری؟
چو دل ز مهر نگاری نهشته ای ایمهترا ز حالت عشاق بینوا چه خبر
هوش مصنوعی: وقتی که دل تو به خاطر محبت یک معشوق در انتظار است، از حال و روز عاشقان بیچاره چه اطلاع داری؟
ترا که نیست بغیر از جفا و جور آئینز رسم دوستی و شیوه وفا چه خبر
هوش مصنوعی: تو که جز زخم و ظلم چیزی نمیشناسی، از آداب دوستی و وفاداری چه میدانی؟
اگر ترا سر یاری و دوستی باشدز طعن و سرزنش دشمنان ترا چه خبر
هوش مصنوعی: اگر دوستی و یاری در دل تو باشد، دیگر از انتقادها و سرزنشهای دشمنان نگران نخواهی بود.
بدشمنم منما رخ از آنکه اعمی راز حسن و منظر و از لذت و لقا چه خبر
هوش مصنوعی: من با دشمنی که به زیبایی و لذتهای زندگی آگاهی ندارد، کاری ندارم.
حسین را که بدرد و غم تو انس گرفتچه احتیاج به شادی و از دوا چه خبر
هوش مصنوعی: حسین با درد و غم تو آشنا شده و به آن عادت کرده است، پس دیگر به شادی نیازی ندارد و از دارو و درمان هم بیخبر است.