شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از زیبایی چشم معشوقش میگوید که او را بار دیگر به هلاکت انداخته است. او احساس میکند که در دام غم عشق گرفتار شده و هیچ کس مانند او در این وضعیت نیست. شاعر نمیتواند به دیگران نگاه کند، حتی اگر معشوقش از او بخواهد. او همچنین به ناتوانیاش در فراموش کردن معشوق و عدم امکان خریدن دلش توسط دیگران اشاره میکند. در نهایت به شدت درد و رنج خود میپردازد و از اینکه هیچ درمانی برای دردش پیدا نمیکند، lament میکند. شاعر میخواهد که هیچ کس جز معشوقش را نبیند و زندگیاش را بدون او بیمعنی میداند. شعر به شدت حسرت و اندوه ناشی از عشق را منتقل میکند.
چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگرگوئیا نیست بجز قصد منش کار دگر
هوش مصنوعی: چشم زیبای او دوباره مرا به هلاکت میکشاند، گویی غیر از بیقصدی من هیچ کار دیگری ندارد.
بسته دام غم عشق بسی هست ولیکهمچو من نیست در این دام گرفتار دگر
هوش مصنوعی: بسیاری در دام غم عشق گرفتارند، اما هیچکس همچون من در این دام دربند نیست.
من نیارم که کنم در رخ اغیار نظرگرچه یارم طلبد هر نفسی یار دگر
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به دیگران نگاه کنم و به خاطر این که محبوبم هر لحظه از من در خواست دیگری را دارد، در این وضعیت رفتارم را تغییر نمیدهم.
گر بهیچم شمرد مشتری ماه خصالنبرم رخت دل و جان بخریدار دگر
هوش مصنوعی: اگر مشتریای نباشد که به ارزشهای ماه مانند من توجه کند، من دل و جانم را برای خریدار دیگری نمیفروشم.
مگر از لطف دلم را بخرد ورنه چه قدرکاسه قدر مرا بر سر بازار دگر
هوش مصنوعی: مگر اینکه با محبتش دل مرا به دست آورد، وگرنه چه نیازی به من است وقتی که مردم دیگر ارزش مرا نمیدانند.
آه کز جان ستمکش نفسی بیش نماندوان طبیب دل و جان همدم بیمار دگر
هوش مصنوعی: آه از درد و رنجی که بر جان مظلوم میگذرد، دیگر امیدی برای زنده ماندن وجود ندارد و آن دکتری که میتوانست به دل و جان امید و آرامش ببخشد، اکنون در محضر بیماران دیگری مشغول است.
ای دل آزار جفاکار چه باشد که نهیبر جراحات دلم مرهم آزار دگر
هوش مصنوعی: ای دل، چه کسی میتواند بر زخمهای من مرهم بگذارد، وقتی که آزار دیگری به وجود آمده است؟
خانمان ما و سیه چشم بلاجوی مراکه کند بی رخ تو رغبت دیدار دگر
هوش مصنوعی: خانه ما و چشمان سیاه تو، بلا و دردسر هستند. کسی که بدون روی تو، تمایلی به دیدن دیگران ندارد.
شد چنان مست از آن نرگس خمار حسینکه خمارش نبرد باده خمار دگر
هوش مصنوعی: او به قدری از زیبایی و جذابیت نرگس خمار حسین مست شده بود که هیچ شراب دیگری نمیتوانست او را به این حالت درآورد.