شمارهٔ ۲۱۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق به محبوب است. شاعر به معشوقش اشاره میکند که چگونه با وجودش دنیای خود را زیباتر کرده و عقل و دلهای دیگران را مجنون کرده است. او به تشبیههای زیبا از گلاب و عطر و همچنین اثرات جذابیت محبوب بر روح و روان اشاره میکند. شاعر همچنین از حریم شخصی خود و اینکه چگونه برای محبوبش در دل بسته است، سخن میگوید و در نهایت، با اشاره به حسین بیدل، به جایگاه عشق و درد در زندگی خود اشاره میکند. این شعر نمایانگر عواطف عمیق و پیچیدگیهای عشق است.
ای آنکه در دیار دلم خانه کرده ایگنجی از آنمقام بویرانه کرده ای
هوش مصنوعی: ای کسی که در قلب من ساکن شدهای، گنجی از آن مقام را به ویرانی تبدیل کردهای.
گه عقلها بنرگس مخمور بردهگه فتنه ها بغمزه مستانه کرده ای
هوش مصنوعی: هر از گاهی عقلها تحت تأثیر زیباییهای فریبنده قرار میگیرند و در برخی مواقع، فتنهها با ناز و کرشمهای مسحورکننده ایجاد میشوند.
عالم پر از روایح و مشک و عبیر شدچون گیسوی معنبر خود شانه کرده ای
هوش مصنوعی: جهان پر از عطرها و بوی خوش شد، مانند زمانی که تو موهای حالتدار خود را شانه میزنی.
تا ای پری سلاسل مشکین نموده ایارباب عقل را همه دیوانه کرده ای
هوش مصنوعی: ای پری، تو با زنجیرهای مشکین خود، عقلمندان را به دیوانگی کشاندهای.
در آرزوی لعل شکر بار خویشتنچشم مرا خزینه دردانه کرده ای
هوش مصنوعی: در آرزوی لبهای شیرین و زیبای تو، چشمان من پر از اشک و درد شدهاند.
من در بروی غیر ز غیرت چو بسته امتا در حریم جان و دلم خانه کرده ای
هوش مصنوعی: من به خاطر غیرت، در برابر دیگران خود را بستهام تا تو در دل و جان من جا داشته باشی.
مرغ دل مرا که نشیمن ز سدره داشتایشمع دلفروز تو پروانه کرده ای
هوش مصنوعی: دل من که به آرامش و زیبایی تعلق داشت، اکنون به عشق تو مانند پروانهای در اطراف شمع میچرخد و مجذوب زیباییات شده است.
خود کرده آشنا بمن ای شوخ دلرباآنگه روش چو مردم بیگانه کرده ای
هوش مصنوعی: ای دلربای بازیگوش، خودت به من نزدیک شدهای، اما اکنون برخوردت مانند بیگانگان شده است.
برخوان وصل داده صلا اهل عشق رایاد حسین بیدل شیدا نکرده ای
هوش مصنوعی: عاشقان را به یاد حسین بیدل شیدا به هم وصل کن و صدای عشق را منتشر کن.